عميق شيوهء غزلهاى بدايع الجمال خواجو در حافظ شده و او را باستقبالهاى پياپى از آنها برانگيخته است .
تأثّر حافظ از شيوهء خواجو در غزلهاى بدايع الجمال بسيار شديد است ، نه تنها شاعر شيرازى كار خود را درين مورد باستقبال و نظيرهگويى منحصر نساخته بلكه در بسيارى از موارد كلمات و مصراعها و بيتهاى خواجو را نيز بوام گرفته و بااندك تغيير در غزلهاى خود آورده است « 1 » مثلا به اين چند مورد معدود توجه كنيد :
خواجو گفته است :
گر شديم از باده بدنامِ جهان تدبير چيست * اينچنين رفتست از روز ازل تقدير ما
و حافظ گويد :
در خرابات مغان ما نيز همدستان شويم * كاين چنين رفته است از روز ازل تقدير ما
خواجو گفته است :
ايا صبا خبرى كن مرا از آنكه تو دانى * بدان زمين گذرى كن در آن زمان كه تو دانى
و حافظ گويد :
نسيم صبح سعادت بدان نشان كه تو دانى * گذر بكوى فلان كن در آن زمان كه تو دانى
خواجو گفته است :
برو اى خواجه كه صبرم بدوا فرمايى * كاين نه درديست كه درمان بپذيرد ز حكيم
و حافظ گفته است :
فكر بهبود خود اى دل ز درى ديگر كن * درد عاشق نشود به بمداواى حكيم
خواجو گفته است :
هامش
( 1 ) - فاضل محترم آقاى احمد سهيلى خوانسارى در مقدمهء ديوان اشعار خواجو از ص 47 تا 55 موارد متعدد از استقبالها و اقتباسهاى حافظ را از غزلهاى خواجو نشان داده است .
بدانجا مراجعه شود . و نيز نظير اين تتبع را در سخن شبلى نعمانى مىبينيم . رجوع كنيد به شعر العجم ترجمهء مرحوم فخر داعى گيلانى ، ج 2 ، تهران 1327 ص 186 ببعد .