بسر برد « 1 » .
از سخن دولتشاه نيز همين برمىآيد زيرا وى در عين اقرار به استعداد و فضل و جودت قريحهء او در شاعرى گفته است كه آبا و اجدادش قضات ولايت جام بودهاند ليكن او بخاطر طبع شاعرانهء خويش بدان شغل تن در نداد و شاعرى را حرفهء خويش ساخت .
استاد او را در شعر و ادب ركن الدين قبايى از قباى تركستان نوشتهاند كه بطريق سياحت بعراق عجم افتاد و در آن ديار ساكن شد و در زمرهء شاگردان اثير الدين اومانى درآمد و با بدر جاجرمى معاصر و معارض او بوده است و دولتشاه ابياتى ازو نقل مىكند كه تذكرهنويسان ديگر نيز ازو گرفتهاند « 2 » . پيداست كه قبول قول تذكرهنويسان دربارهء تلمّذ پوربها به خدمت ركن الدين قبايى با توضيحى كه خود در شرح احوالش دادهاند محلّ تأمل و مستحق تحقيق بيشتريست .
و امّا پوربها در آغاز كار خود در خراسان بسر مىبرد و بيشتر در هرات متعهد خدمت و در عداد حواشى و اطرافيان خواجه عزّ الدين طاهر فريومدى و پسرش خواجه وجيه الدين زنگى فريومدى وزير و مستوفى خراسان ، بود و آن دو را مدح مىگفت و مدايح اين پدر و پسر هر دو در ديوان پوربها ديده مىشود و اينكه تذكرهنويسان او را فقط مختص بدرگاه خواجه وجيه الدين زنگى دانستهاند باطلست . خواجه عزّ الدين طاهر از عهد امير ارغون آقا ببعد در كارهاى ديوانى خراسان بود و در عهد اباقا خان بن هلاگو ( 663 - 680 ه ) وزارت خراسان را بر عهدهء او گذاردند « 3 » و اين منصب بعد ازو بپسرش
هامش
( 1 ) -وگر چند من مرد آن نيستم * كه كار قضا برد خواهم بسر
ولى صاحب الدين كه خويش منست * بفرمان تو بسته دارد كمر
نيابت به دو ده كه در جام نيست * قضا را كسى زو سزاوارتر( 2 ) - تذكرة الشعراء دولتشاه چاپ تهران ص 192 - 193 .
( 3 ) - مجمل فصيحى حوادث سال 663 .