*
عشق آمد و بر دلم شبيخون آورد * و ز ديده ز دل سرشك بيرون آورد
دل را به كف غمش ندادم بخوشى * تا لاجرمم ز ديده بيرون آورد
*
زين دام بلا كه در وى افتاد دلم * بس در كه به روى فتنه بگشاد دلم
در عشقِ كسى كه جوى خون مىراند * خون راند ز چشم من ، كه خون باد دلم !
*
هر شب چو شباهنگ بگريد با من * ناهيد بآهنگ بگريد با من
و ز جور تو سنگدل چو گريم بر خود * حقّا كه دل سنگ بگريد با من !
*
در دهر كسى نيافت بيداد از تو * در دور دلى نماند ناشاد از تو
من ماندم و اميد تو و بخشايش * فريادرسم و گرنه فرياد از تو
*
ما را نبود دلى كه كار آيد ازو * جز ناله كه هردمى هزار آيد ازو
چندان گريم كه كوچهها گل گردد * نى رويد و نالههاى زار آيد ازو
*
نه عشق شنيدهام بدين رسوايى * نه دل شده ديدهام بدين شيدايى
صبر اندك و عشق آمده دل رفته ز دست * خصم آگه و او سركش و من سودايى
*
از سادگى و سليمى و مسكينى * وز سركشى و تكبّر و خودبينى
بر آتش اگر نشانيم بنشينم * بر ديده اگر نشانمت ننشينى