و مدّاحى سراجى سگزى بدانيم ولى بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه مدح وزراء مذكور دليل آن نيست كه ، چنان كه برخى پنداشتهاند « 1 » ، سراجى سگزى را مدّاح شمس الدين التتمش بپنداريم زيرا در سراسر ديوان جز يك بار اشارهيى بشمس الدين التتمش نيست و او در مدت اقامت كوتاهش در دهلى بمدح وزرا و كتّاب و رجال دستگاه مماليك غورى هند اكتفا مىكرد و يا شايد از اقامتگاه دائم خود مكران هم مدايحى براى آنان مىفرستاد زيرا گاهى بدورى خود از خدمت آنان اشاراتى در آن مدايح دارد .
در باب بدايت حالش تقى الدين گويد « سيّد سراجى در خراسان تحصيل نموده و در همانجا نشو و نما يافته و در بعض علوم رياضى وقوفى تمام داشته » . اين سخن با آنچه از گفتار سراجى سگزى كه دربارهء خود آورده است ، همسازست و چنان كه از اشعار او هويداست وى در ادب فارسى و عربى و در علوم ديگرى از قبيل حكمت و نجوم و برخى ديگر از دانشها دست داشته است « 2 » و قاعدة هم بايد اين دانشها و آداب را در شهر و ديار خود كه همواره از مراكز علم بوده است ، فراگرفته باشد .
بعد ازين روزگار يعنى درست در نخستين سالهاى قرن هفتم بود كه سراجى در جستوجوى ممدوحانى براى اعاشه و استفاده از هنر شاعرى خود برآمد . تقى الدين درين باب گويد كه سراجى « در زمان دولت ملك فخر الدين كرت از هرات بجانب
هامش
( 1 ) - مرحوم سعيد نفيسى در تاريخ نظم و نثر در ايران ص 172
( 2 ) - :هم منجم هم حكيم و هم مرمل هم اديب * و آنگهى از خاندان مذكور اقران در جهان
خداوندا سراجى آنكه دارد * ز نسل مرتضى اصل طهارت
ز فضل و دانش و علم و معانى * بمدح مهتران دارد بصارت
اگر خواهد سراى فضل و دانش * ز تير چرخ بستاند اجارت
بندهء داعى سراجى سيدى از خاندان * با نصيب وافرست اندر هنر من كل باب
در مقام شاعرى سر دفترست و در نجوم * بر عطارد خنده سازد در مقامات حساب
چون حسينى نسبتم اينك نظر به روى فگن * اى حسن خلق محمد نام حيدر انتساب