يعنى به هيچ نوع تغيير و تبديل در خود راه ندهد و همه چيز را تحمل كند . ميزان شيخى آنست كه مريد را از ظلمات كفر جلى و خفى رهاند و بسرحد نجات رساند . ادب شيخى آنست كه نظر خيانت بر هيچكس نكند و بر همهء خلق مهربان باشد » ( فتوتنامهء سلطانى )
پيران بر چهار طبقهاند : 1 ) پير ارشاد يعنى شيخ ، و او بزرگ دستهيى از صوفيان است و پير حقيقى در اصل اوست و ديگران فرعند 2 ) بعد از پير ارشاد پير صحبت است كه خرقهء صحبت مىدهد 3 ) بعد ازو پير تربيت است كه او را پدر طريقت نيز گويند 4 ) و بعد ازو پير تكبير .
صوفيان دربارهء لزوم شيخ و وجوب انتساب بوى مبالغه مىكردند زيرا مدار طريقت را بر او مىدانستند و مىگفتند « الشيخ فى قومه كالنّبىّ فى امّته » . گفتار مشايخ درينباره بسيارست و از آن جمله سخن اوحدى را درينجا نقل مىكنيم كه گفته است :
قايدى بايد اندرين مستى * كه بداند بلندى از پستى
نبود نيك نزد بيداران * راه بىيار و كار بىياران
سودجويى ره زيان بگذار * كار خود را بكاردان بگذار
هم دليلى بدست بايد كرد * در پناهش نشست بايد كرد
سر ز فرمان او نپيچيدن * كام خود در مراد او ديدن
چشم بر قول او نهادن و گوش * خواستن حاجت و شدن خاموش
شرّ شيطان هميشه در كارست * دفع او بىرفيق دشوارست
هركه او را نگاهبانى نيست * بىگزندى و بىزيانى نيست
عقباتى درشت در راهند * كه ز آفاتشان كم آگاهند
كار بىمرشدى بسر نرود * راه ازين ورطها بدر نرود
بىولايت تصرّف اندر دل * نتوان كردن از ولى مگسل
و حتّى كسانى كه پيش از دخول در خدمت شيخ ببعضى مراتب و احوال رسيده بودند در جستجوى شيخى كامل برمىآمدند . وقتى كسى به خدمت شيخ مىپيوست شيخ بدقّت در