امثال آنان بمجاهدت در تحكيم مبانى شيعهء دوازده امامى از طريق تأليف كتب و سرودن اشعار مذهبى مشغول بودند .
تظاهرات شيعه
بر رويهم مذهب تشيّع در قرن هفتم و هشتم بسرعت راه قوّت مىپيمود و از مقدماتى كه در قرن ششم و اوايل قرن هفتم براى نيرومندى آن فراهم آمده بود ، مدد مىگرفت تا بتدريج به صورت مذهب غالب در ايران درآيد .
تظاهرات عادى اهل تشيّع در ايام سوگوارى و ساختن و خواندن اشعارى در مرثيهء امامان و شهيدان هم درين دوره برواج خود برقرار بود و از نمونهاى خوب اين گونه اشعار اين قصيدهء كوتاه از سيف فرغانى عارف و شاعر بزرگ اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم است كه براى « كشتهء كربلا » ساخت و مسلما مراد او از آن خوانده شدن در مجلسهاى سوگوارى محرّم و بگريه افگندن شنوندگان و بندبه واداشتن آنان و اظهار تأسف و حزن بر قتل امام بوده است به همان نحو كه هنوز هم ميان شيعيان معمول و در نظر آنان وسيلهء قاطعى براى كسب درجات بلند اخرويست :
اى قوم درين عزا بگرييد * بر كشتهء كربلا بگرييد
با اين دل مرده خنده تا چند * امروز درين عزا بگرييد
فرزند رسول را بكشتند * از بهر خداى را بگرييد
از خون جگر سرشك سازيد * بهر دل مصطفا بگرييد
و ز معدن دل باشك چون دُر * بر گوهر مرتضا بگرييد
با نعمت عافيت به صد چشم * بر اهل چنين بلا بگرييد
دل خستهء ماتم حسينيد * اى خستهدلان هلا بگرييد
در ماتم او خَمُش مباشيد * يا نعره زنيد و يا بگرييد
تا روح كه متّصل بجسم است * از تن نشود جدا بگرييد