عاقل بىدين و مؤمن بىعقل ! » « 1 »
اگر از پيشوايان دين چيزى بپرسيم گفتهء خود را با قياس تغيير مىدهند ، عقل را با خرافات عوامفريب ، منكر مىشوند . اى گمراهان به خود آييد و بيدار شويد كه معتقدات شما نيرنگ پيشينيان است ، هدف آنها كسب مقام و جمع مال بود . موفق شدند و سپس هلاك گرديدند و سنّت لئيمان ادامه يافت .
اما پيشوايان مذاهب خاصه ، هريك براى كسب مال و جاه بهوسيله مذهب خود با ديگران جنگيدند و بشر را به درياى بيكرانى از ستيزه و گمراهى افكندند . گروهى روز « خم » را بزرگ داشتند . و بعضى به قصد معارضه با آن از روز « غار » تجليل كردند . مردم بر خلاف حقيقت گام برمىدارند . متشيّع راه افراط در پيش گرفت و « شارى » ناصبى راه تفريط .
. . . ابو العلا نسبت به پيشوايان مذاهب فقهى ( ائمهء اربعه ) كه در شكل واجبات دينى حلال و حرام و قبول يا ردّ بعضى مطالب اختلاف كردهاند و نيز به فقيهان طرفدار آنها كوچكترين ارفاقى نكرده است :
شافعى چيزى را جايز و حلال دانست كه ابو حنيفه آن را جايز نشمرده بود .
پيران و جوانان ما گمراه شدند و دوشيزه يا عجوزى هم هدايت نگرديد .
« به نظر ابو العلا : « . . . دين عبارت است از خوشرفتارى با تمام مردم ، كسى كه منكر حق مردم است چه دينى دارد . »
مهار كردن نفس و او را به كار خير واداشتن از اداره كردن لشكرى انبوه ، مشكلتر است .
. . . ابو العلا دربارهء عقل ، مبالغه كرده و آن را پيامبر دانسته است :
اى فريبخورده ، اگر عقل دارى ، حقيقت را از او بپرس كه هر عقلى پيامبرى است .
تا زندهام كار نيك خواهم كرد ، روزى كه مردم ، بر من نماز مگزار .
از كسرى و پيروان او و نيز شستن صورت با بول گاو درشگفتم !
و از گفتههاى يهوديان به اينكه خدا ، ترشح خون قربانى و بوى كباب را دوست دارد در حيرتم .
و نيز از گفتهء نصارا ؛ كه خدا مظلوم واقع شده و حقش پايمال گرديده و كسى او را يارى نكرده است !
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 168 .