اجتماعى او بر جنبههاى منفى بسى فزونى دارد .
حق ز هر جنسى چو زوجين آفريد * بس نتايج شد ز جمعيت پديد
چون عدو نبود جهاد آمد محال * شهوت ار نبود نباشد انتسال « 1 »
هين مكن خود را خُصى رُهبان مشو * ز انكه عفّت هست شهوت را گرو
انفقوا ، گفت است ، پس كسبى بكُن * ز انكه نبود خرج بىدخل كُهَن
گرچه آورد انفَقو را مطلق او * تو بخوان كه اكسبوا ثم انفقوا
پس « كُلوا » از بهر آدم شهوت است * بعد از آن « لا تُسرِفوا » ، زان عِفّت است
( مولوى )
در جاى ديگر مىفرمايد :
از تَرهُب « 2 » نهى فرمود آن رسول * بدعتى چون برگرفتى اى فضول
رنج بدخويان كشيدن زير صبر * منفعت دادن به خلقان همچو ابر
خير ناس ان ينفع الناس اى پدر * گر نه سنگى چه حريفى با مدر
( مولوى )
نويسندهء مرزباننامه در تأييد و تشويق مردم به سعى و عمل مىگويد :
« . . . كاهلى را خرسندى مخوان . . . كه تا تو در بست و گشاد كارها ميان « 3 » جهد نبندى ترا هيچ كار نگشايد . »
جنبش جبر خلق عالم راست * جنبش اختيار ، آدم راست
( سنائى )
« بزرجمهر گفت ، استاد را پرسيدم كارها به كوشش است يا به قضا گفت كوشش قضا را سبب است . . . » ( تاريخ گزيده )
برگرديم بر سر اختلافى كه بين صاحبنظران در پيرامون « اعتقاد » و « عمل » پديد آمده است :
اعتقاد و عمل
اختلاف سوم مبتنى بر اين بود كه آيا اعمال « جزو ايمان است يا نه ، محدثين چنين تصور كردند كه در حقيقت و باطن ايمان « اعمال » هم داخل است ، ليكن اهل نظر كه امام ابو حنيفه پيشرو آنهاست ، بين اعتقاد و عمل تفريق و جدايى قايل شدهاند .
بهنظر اين گروه كه روشى آميخته با تساهل دارند ممكن است يك نفر اصول ديانت
هامش
( 1 ) . نسل و زاد و ولد
( 2 ) . يعنى انزوا و رهبانيت
( 3 ) . كمر