تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

عقيدهء صاحب‌نظران ايرانى در پيرامون جبر و اختيار

در صفحات قبل از اختلاف نظرى كه پس از ظهور اسلام ، بين متفكرين عالم اسلام در پيرامون جبر و اختيار پديد آمد سخن گفتيم ، اكنون با مراجعه به آثار منظوم فارسى ، عقايد و نظريات شعرا و دانشمندان ايرانى را در پيرامون جبر و اختيار نقل مىكنيم :
چو از تو بود كَژّى و بىرَهى * گناه از چه بر چرخ گردان نهى
( اسدى )
چرا من خويشتن را بد پسندم * بهانه زان بدى بر چرخ بَندم
ويس و رامين
به ميان قَدَر و جبر رَهِ راست بجوى * به ميان قَدَر و جبر روند اهل هنر
( ناصر خسرو ) ناصر خسرو با اعتقاد و ايمانى راسخ ، از لزوم فعاليت و سعى و تلاش آدميان در ميدان زندگى سخن مىگويد :
چرا چون گُرسِنه باشى نَخُسبى ، تا قضا از خود * به پيش آرد طعامَت بل بخواهى نان از اين و آن
( ناصر خسرو )
گُنَهِ كاهلى خود ، به قضا بر چه نهى * كه چنين گفتن بىمعنى كار سفهاست
( ناصر خسرو )
چند بنالى كه بد شده است زمانه * عيب و بدت بر زمانه چون بنهى چون ! هرگز كى گفت اين زمانه كه بد كن * مفتون چونى به قول عامهء مفتون