تأليف حرّ عاملى در 1097 و كتاب وافى تأليف ملا محسن فيض ( متوفى در 1090 ) و بحار الانوار مجلسى ( متوفى در 1111 ) - هفت كتاب سابق الذكر ، كتب اساسى شيعه در فقه و اصول و احاديث و اخبار است كه در مدارس تدريس مىشد ؛ البته كتابهاى ديگر نيز در رد تسنّن و صوفيه و نصارا در اين دوره به رشتهء تحرير درآمده است . » « 1 »
تنى چند از شعراى اين دوره
وحشى بافقى
وحشى بافقى يكى از شعراى عهد شاه تهماسب صفوى است ، بنابه تحقيقات سعيد نفيسى ، امين احمد رازى در هفت اقليم نخستين كسى است كه به ترجمهء احوال او پرداخته و در حدود يازده سال پس از مرگ او نوشته است : « مولانا وحشى به لطف طبع ناظم مناظم خوشگويى است . . . و فوايد شاهوار غزلش تمايم « 2 » بازوى بلاغت .
نور معنى در سواد شعر اوست * چون سحر در زلف عنبر بار اوست
مولانا هيچوقت بىزمزمهء دردى و سوزى نبوده و پيوسته نشئهء عشق بر مزاجش غالب مىگشته . »
شيخ ابو القاسم كازرونى انصارى نيز از هنر شاعرى او ياد مىكند و مىنويسد : « . . .
ديوان غزلش كه مطبوع خاص و عام است در غايت اشتهار است و مثنوى فرهاد و شيرين او كه نسخهاى ناتمام است در غايت انتشار . . . مولانا وحشى با مولانا ضميرى و مولانا محتشم معاصر بوده و سه سال قبل از وحشى بافقى وفات نموده است .
شاه حسين بن ملك غياث الدين محمود سيستانى مؤلف كتاب احياء الملوك در تاريخ سيستان ، در كتاب خير البيان كه در 1019 به پايان رسانيده ، نوشته است : اصل مولانا وحشى ، بافقى است و در يزد نشو و نما يافته ، ممدوح او يكى از رجال محلى به نام مير ميران يزدى بوده است .
وحشى ، مردى عاشقپيشه و جمالپرست بود و در ميگسارى و نوشيدن عرق افراط مىكرد و در ترجمهء احوال او گفتهاند :
چو سرمستانه وحشى باده نوشيد از خم وحدت * روان شد روح پاك او به مستى سوى عليين
من از پير مغان تاريخ فوت او طلب كردم * بگفتا : هست تاريخش « وفات وحشى مسكين »
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 275 به بعد .
( 2 ) . تمايم و تميمه : مهره براى دفع چشم زخم .