مجيرُ الدين بيلقانى
مجير الدين نيز از گويندگان آذربايجان است كه ارسلان ابن طغرل از سلجوقيان عراق و اتابك ايلدوگوز را مدح گفته ؛ روابط مجير الدين با قزل ارسلان از اتابكان فارس ، در ابتدا بسيار خوب بود ولى بعد به علتى ، دو شاعر ديگر يعنى اثير الدين اخسيكتى و جمال الدين اشهرى را به دربار خود جلب كرد و آنان را به مجير برترى داد ، چنان كه وى در قصيدهاى كه به اين مطلع است :
شاها بدان خداى كه آثار صُنع او * جانبخشىُ و جوددهى بندهپروريست
به اين معنى اشاره كرده و گفته است :
گفتند كرد شاه جهان از « اثير » ياد * وز اشهرى كه پيشهء او مدح گستريست
داند خدايگان كه سخن ختم شد به من * تا در عراق صنعت طبع سخنوريست
بيلقانى با اينكه شاعرى دربارى بوده ، در اثر مناظره و معارضه با ديگر شاعران و در نتيجه دسيسه بدخواهان و حسودان ، دستخوش مشكلات فراوان شده است . قصيده زير معرّف زندگى پرماجراى اوست :
تا دستخوش جهان شدم من * در دست قناعَتَم مُمَكّن
خود را به هزار فن گسستم * از هَمدَمى جهان پر فَن
بىسر بزيم چو مردمِ چشم * با مردمى ، از همه جهان من
برپا بزِنم چو مُرغ از او * از دانهء دل شدم مُسمّن
محنت شَودَم سِپَر ز محنت * كاهَن شود آينه ز آهن
شب دوست از آن شدم كه در شب * خورشيد نتابدم به روزن
گر شمع فلك بسازدم قوت * چون شمع كنم نواله از تن
حلواى زمانه چون خورم كو * خو نيست فشرده از تن من
شادم كه شدست گَردَن دَهر * از گوهر نظم من مزيّن « 1 »
اسماعيل جرجانى
اسماعيل جرجانى از سادات گرگان و از پزشكان بنام ايران است ، او غير از دانش طب ، در فقه و اصول و ادبيات عرب و علم كلام ، اطلاعات فراوان كسب كرده بود ، بطورىكه در اصول فقه ، كتاب بزرگى بنام تهذيب النظر تصنيف كرد . سالها در جرجان به تدريس فقه اشتغال داشت بهعلت رعايت اصول اخلاقى ، مشهور خاص و عام بود ، وى مدتى طبيب قطب الدين محمد بن انوشتگين خوارزمشاه و پسرش آتسز بود . شاهكار او ذخيره خوارزمشاهى است كه در سال 504
هامش
( 1 ) . دكتر شفق ، تاريخ ادبيات ايران ، صفحه 225 به بعد ( به اختصار )