مىشود مثل : مهر و خاتم و براى هر چيزى كه با آنها طبع و ختم مىشود ( نشاندار و مهر شده ) و بناى لفظش چون آلت است بر اين صيغه آلت نهاده شده پس عالم و جهان ، ابزار و آلتى است در دلالت بر ايجاد كننده و صانعش ، از اين جهت خداى تعالى ما را در معرفت ، و شناسايى يگانگى و وحدانيتش توجّه مىدهد و مىگويد :
(
أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
- 185 / اعراف ) ( آيا به ملكوت آسمانها و زمين نظر نكردهاند و چرا نمىانديشند كه شايد اجلشان نزديك شده باشد ) . و امّا جمع - عالم - اين است كه هر نوعى از اين قبيل باشد - عالم - ناميده مىشود ، پس مىگويند : عالم الإنسان و عالم الماء و عالم النّار : ( جهان و مجموعه انسان - مجموعه آب و آتش ) و همچنين روايت شده است كه :
« إنّ للّه بضعة عشر إلف عالم » .
( خداى را چندين ده هزار عالم هست ) .
و امّا جمع لفظى - عالم جمع سالم آن ( با - ون ، ين - جمع بسته مىشود :
عَالَمُون ، عَالَمِين ) . براى اينكه همه مردم در مفهوم آن قرار دارند و انسان هر گاه ديگرى را در لفظ با خود شركت دهد حكمش بر آن غالب است ( قانون تغليب يعنى چون در لفظ - عالم - مفهوم انسان هم قرار دارند لذا در جمع - عالمون و عالمين - گفته مىشود يعنى جمع سالم ) . و نيز گفته شده مقصود از جمع بسته شدن واژه عالم به جمع سالم اين است كه انواع خلائق ، فرشتگان ، جنّ و انس را بدون ساير مخلوقات و پديدهها شامل مىشود معنى اخير از ابن عبّاس روايت شده ولى جعفر ابن محمّد الصّادق ( ع ) فرموده است :
« مقصود مردمند كه هر يك از آنها را عالمى قرار داده است و گفت : عالم دو گونه است : العَالَم الكبير : كه همان فلك و محتواى آن است .
العالم الصّغير : كه همان انسان است زيرا انسان بر هيئت و شكل عالم آفريده شده ،