و آيه : (
وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها
- 40 / نساء ) خواندهاند « 1 » .
و گفت : (
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
- 160 / انعام ) « 2 » بنابر حكم دو آيه اخير اقتضاء مىكند كه - مُضَاعَفَة - در معنى ده برابر امثال خودش باشد .
ضَعَفْتُهُ - ( بدون تشديد حرف - ع ) ضَعْفاً - اسمش مَضْعُوف است يعنى سست و ناتوان ، پس - ضَعْف - مصدرى است و ضِعْف با كسره حرف ( ض ) اسمى است مثل - شيء و شيء يعنى ( خواستن از - شاء - يشاء و مورد خواست ) .
پس ضِعْف الشّيء - چيزى است كه دو برابرش مىكند و هر گاه - ضعف - به عدد و رقم اضافه شود خود همان عدد و رقم و برابر آن را افزون بر آن اقتضاء مىكند ، مثل :
ضعف العشرة و ضعف المائة - كه بدون خلاف ، اولى در معنى بيست و دوّمى دويست است .
و بر اين اساس شاعر گويد :
جزيتك ضِعْفَ الوُدّ لمّا اشتكيته * و ما إن جزاك الضِّعْف من أحد قبلي « 3 »
( همين كه از دوستى گلهمند شدى دو برابر آن محبّت كردم و مكافات دادم و قبل از من هيچ احدى آنطور محبّت نكرده و پاداشش نداده است )
هامش
( 1 ) تمام آيه چنين است :إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ . . .خداوند به اندازه ذرّهاى ستم نمىكند اگر ذرّهاى عمل نيك باشد آن را دو چندان مىكند و از سوى خويش پاداش بزرگى به شما مىدهد .
( 2 ) اين آيه يكى از آيات با شكوه قرآن است كه الطاف و بخشايش خداى تعالى را نسبت به اعمال بندگان بيان مىكند ، مىگويد : هر كس كار نيك بياورد و انجام دهد ده برابر آن را خواهد داشت و پاداش دارد ولى هر كس كار بدى انجام دهد و بياورد ، جز به همان اندازه و برابر همان كار سزايش ندهند و ستمشان نمىكنند .
( 3 ) شعر از ابو ذؤيب است كه اصمعى آن را اين چنين نقل كرده استجزيتك ضعف الود لما استبنته * و ما ان جزاك الضّعف من احد قبلىكه روايت راغب صحيحتر به نظر مىآيد ، چون - لما استبنته - يعنى همين كه آشكارش كردم ولى گلهمند شدن و علّت دو برابر نمودن دوستى رساتر است .