از اين اصل الهى تجاوز كردند از اين جهت آنها مسرفين ناميده شدند .
و در آيه : (
يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ
- 53 / زمر ) اين آيه اسراف در مال و غير آن را در بر مىگيرد .
و در بارهء قصاص فرمود : (
فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ
- 33 / اسراء ) اسراف و زياده روى در قصاص اينستكه آنكه قاتل نيست ، كشته شود و اين عمل يا با عدول از كشتن قاتل به كسى كه برتر از اوست انجام مىگرفت و يا به تجاوز نمودن از كشتن قاتل به غير از او كه قاتل نبود و چنان كه در جاهليّت ، عرب اينطور عمل مىكرد . اينكه مىگويند - مررت بكم فسرفتكم - بر شما گذشتم و شما را نشناختم بر اين معنى است كه طورى بر آنها گذشته است كه حقّش نبوده و نمىبايستى آنطور بگذرد و لذا آنها را نشناخته است و اين عمل عبور غير حقّ با واژه - سرف - تفسير شده است .
سرفة : كرم ابريشم كه زياد برگ مىخورد ، علّت ناميدنش به سرفة به تصوّر معنى اسراف از عمل اوست در بارهاش مىگويند سرفت الشّجرة درخت به زيادى كرم ، خورده شد .
سرق
: السَّرِقَة ( دزدى ) يا گرفتن و برداشتن چيزى در خفا و پنهانى ، كه نبايستى برداشته شود ، زيرا از آن او نيست ، سرقت در عرف شرع دزدى و برداشتن چيزى است از جاى معيّن و به اندازهء معيّن ، خداى تعالى گويد : (
وَ السَّارِقُ
وَ السَّارِقَةُ - 38 / مائده ) .
و آيه : (
قالُوا إِنْ يَسْرِقْ
فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ - 77 / يوسف ) ( در بارهء تهمت زدن برادران نابخرد و حسود حضرت يوسف به برادر كوچكترشان است ) و گفت : (
أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ
- 70 / يوسف ) و (
إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ
- 81 / يوسف ) و - اسْتَرَقَ السَّمْعَ - وقتى است كه كسى دزدانه به سخن كسى گوش فرا دهد و بشنود .
خداى تعالى گويد : (
إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ
السَّمْعَ - 18 / حجر ) .