سجل
: السَّجْل : سطل و دلو بزرگ .
سَجَلْتُ الماءَ فَانْسَجَلَ : آب را در در دلو ريختم و پر شد .
أَسْجَلْتُه : دلوى يا نصيبى به او دادم و به طور استعاره در معنى بخشش فراوان ، به كار مىرود .
مُسَاجَلة : با سطل آب دادن كه در مورد مسابقه و جنگ نيز به كار رفته است .
شاعر گويد ،
مَنْ يُسَاجِلْني يُسَاجِلْ ماجِداً * . . .
يعنى : ( كسى كه با من برابرى و نبرد مىكند با شخص بزرگى نبرد نموده است ) .
السِّجِّيل : آميختهاى از سنگ و گل و اصل آن چنان كه گفته شده فارسى است كه معرّب شده « 1 » در آيه (
حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ
- 82 / هود ) . و سِجِلّ : لوحه سنگى و گلى كه بر آن مىنوشتند و سپس به هر چيزى كه در آن نوشته شود سجل گفتهاند .
خداى تعالى گويد : (
كَطَيِّ السِّجِلِّ
لِلْكُتُبِ - 104 / انبياء ) . يعنى مثل پيچاندن آن كه براى نگهدارى و حفظ نوشتهها ، نوشته و كتاب را مىپيچد .
هامش
( 1 ) واژههاى - سجيل و سجل - كه در قرآن آمده است ، تفسيرش را ( سنگ و گل ) به هم فشرده مىدانند .
ازهرى مىگويد :
( ( قال اهل اللّغه ، هذا فارسى معرب خداوند چنين تفسير صحيحى را با معنى فارسى آن در سورهء الذّاريات به روشنى بيان داشته كه : (لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ طِينٍ- 33 / الذّاريات ) اين آيه براى اعراب با روشنى تمام معنى سجيل را بيان داشته ، از امام محمد بن على الباقر ( ع ) نقل شده كه مسجله احسان نمودن بدون شرط است و - سجل - نيز همان كتاب و سنّت و نوشته است كه نيكوترين دليلش آيات 7 و 8 / مطفّفين است (كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ كِتابٌ مَرْقُومٌ) بنابراين - سجيل - و سجين و سجل - سنگ نبشته ( لوحه ) و فرمانى است قطعى . . . و هذا احسن ما مرّ فيها عندى . يعنى تفسيرى است كه ( تهذيب اللّغه 10 / 4 / 58 ) به نظر من از تمام تفاسيرى كه گذشته نيكوتر است .
ابن خالويه مىنويسد : السّجيل ، الشّديد و قيل حجر و طين و الاصل سنگ و گل معرب ( اعراب ثلاثين سوره ص 94 ) .
به گفتهء سيوطى - سجيل - به نقل از فارابى و او از مجاهد ، قال سجيل بالفارسى اولها حجارة و آخرها طين .
( اتقان جلد 2 ) .