و گاهى تزكيهء انسانها به پيامبر كه واسطهاى در وصول آن به ايشان است ، نسبت داده شده مثل آيات :
(
تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ
بِها - 103 / توبه ) و (
يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا وَ يُزَكِّيكُمْ
- 151 / بقره ) و گاه نيز تزكيه به عبارتى كه وسيلهء آن است منسوب شده .
( انجام تمام عبادات و رعايت كردن دستورات پيامبر ( ص ) همان است كه نتيجهاش تزكيه است و عمل به آنها انسانها را از آلودگى به شهوات و نفس امّاره باز مىدارد و رعايت مسايل اخلاقى نيز بر آن تزكيه مىافزايد لذا خداوند مىگويد : (
ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ
- 20 / نور ) و (
هُوَ أَزْكى لَكُمْ
- 28 / نور ) يعنى : آن اعمال تزكيه كننده هستند و همين طور آيه : (
إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ
- 45 / عنكبوت ) يعنى : نماز از آلودگى نفس جلو مىگيرد و در نتيجه تزكيه مىكند . ) مثل آيات :
(
وَ حَناناً
« 1 »
مِنْ لَدُنَّا وَ زَكاةً
- 13 / مريم ) و (
لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا
- 89 / مريم ) . يعنى : با خلقت و آفرينش تزكيه شده است .
و اين در همان راهى است كه از برگزيدن انسانها ذكر كرديم و آن اينست كه بعضى از بندگانش را پاكيزه اخلاق و عالم قرار داده است نه با تعليم و تمرين بلكه به وسيله توفيق الهى همانطور كه تمام پيامبران و رسولان چنان هستند ، جايز است كه معنى دو آيه فوق يعنى مزكّى بودن در آغاز خلقت براى آن چيزى باشد كه وقوع آن از ناحيه آنها در آينده است نه در حال ، و معنى آن - سيتزكّى - است ( يعنى به زودى
هامش
اى عزيز ، تو مكتبها را با انسانيت انسان و دين و شريعت را با پرورش تن و روح آدمى مقايسه كن و بكوش تا محتواى انديشهات با گفتهء پيامبران تطبيق نمايد و از شهوت ، خشم ، حرص و ددمنشى و زر پرستى و ماده گرايى به حقيقت متوجّه شوى چرا كه (الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ- 128 / اعراف ) .
( 1 ) قسمتى از آيهء 14 / مريم است كه با آيات قبلش چنين است : (يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَكاةً وَ كانَ تَقِيًّا وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ وَ لَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا) هان اى يحيى كتاب را با قدرت و استوارى بگير ، در طفوليّت او را مردانگى و والايش داديم و نيز مهربانى و پاكيزگى و او پرهيزگار بود با پدر و مادرش هم نيكوكار بود ، نافرمان و ستمگر نبود ، به هنگام تولّد و روزى كه مىميرد و روزى كه برانگيخته مىشود اسلام بر او بود ( يعنى ايمنى خاطر ) .