مجلس شوراى ملى ، براى بهبود وضع انتظامات شهرها و ايجاد سازمان جديد به سبك غرب ، در سال 1330 هياتى از سوئد براى ادارهء شهربانى آوردند و به كمك آنان سازمان جديد شهربانى پايهگذارى شد . و از آن پس سازمانهاى وابسته به آن روزبهروز توسعه و وسعت يافت .
ايرج ميرزا در اواخر عهد قاجاريه به وضع اسفبار شهردارى كه در آن موقع بلديه گفته مىشد اشاره مىكند و از گل و لاى و گند و كثافاتى كه به هرسو پراكنده بود شكايت مىكند :
پر شد در و ديوار بلد از گل و از لاى * كو خاك كه گويم به سرت اى بلديه
جز گه و گند و كثافت چيزى * اندرين شهر نديدم بنده
هركجا شهر مسلمانان است * از گُهُ و گند بود آكنده . . . « 1 »
آقاى دانشور جهانگرد ايرانى ضمن توصيف مسافرت خود در كردستان ، مىنويسد كه من دندانپزشكى را ديدم كه در دهان خود دندانى نداشت . علت را پرسيدم ، جواب داد چند سال پيش رئيس شهربانى دندانش درد مىكرد ، من براى درآوردن دندان او رفتم . برحسب تصادف قسمتى از دندان شكست و من هم انبر ريشهكش نداشتم . رئيس شهربانى به درد شديدى مبتلا شد و به دندانپزشك ديگرى رجوع كرد . او چون وسيله داشت ، ريشه را بيرون آورد . روز ديگر من بدبخت را رئيس شهربانى احضار كرد و دستور داد همهء دندانهاى مرا از ريشه درآوردند . « 2 »
هامش
( 1 ) . ايرج ميرزا ، به اهتمام دكتر محجوب ، ص 103 .
( 2 ) . محمود دانشور ، ديدنيها و شنيدنيهاى ايران ، تهران ، 1327 ، ج 2 ، ص 300 .