شيوهء حكومت و سازمان سياسى و ادارى ايران بعد از اسلام
طرز ادارهء ممالك تابع خلافت
پس از آنكه ، حوزهء قدرت مسلمين وسعت گرفت ، حكامى از طرف خليفه ، يا واليان بصره و كوفه ، به ايران و ماوراءالنهر مىآمدند كه علاوه بر اداره قلمرو فرمانروائى خود مأمور سركوبى مخالفين و قيامكنندگان ، و جهاد با كفار بلاد مجاور نيز بودند . در اين دوره از وجود ملل غير عرب ، براى اداره كشورهاى اسلامى استفاده نمىكردند . و چون مأموران عرب در قلمرو خود پشتيبان و تكيهگاهى نداشتند ، ناچار جمع كثيرى از قبايل عرب را با خود به ممالك همجوار مىبردند تا با كوچاندن آنها ، ضمن اشاعه اسلام ، آداب عربى را در شرق منتشر سازند .
اعراب پس از نفوذ در ممالك متمدن همجوار ، ضمن تبليغ آئين اسلام به جاى آنكه آداب و رسوم خود را در بين ملل غير عرب منتشر سازند ، به سرعت تحت تأثير تمدن و فرهنگ كهنسال ايران و روم و كلده و مصر قرارگرفتند . در دورهء بنى عباس بر خلاف عصر امويان ، حكام ، مستقيما از دار الخلافه مأمور مىشدند و اكثر فرمانروايان ، ايرانى بودند . چنان كه ابو مسلم مدتها در عهد سفاح و منصور ، و فضل برمكى ، در دورهء خلافت هارون و طاهر ذو اليمينين و حسن بن سهل سرخى در دورهء مأمون بر تمام يا بر قسمت مهمى از ايران حكومت مىكردند . چون اين حكام ايرانى بودند ، ايرانيان را دور خود جمع كردند و مشاغل گوناگون كشورى و ادارى را به آنان سپردند و مانند مرزبانان عهد ساسانى دربار و تشكيلاتى نظير عهد ساسانيان بوجود آوردند .
خلفاى عباسى نيز از سيره و روش آنان پيروى كردند و ديرى نگذشت كه غير از زنان عرب و مذهب اسلام ، همه چيز از آداب و رسوم زندگى و سازمان لشكرى و كشورى رنگ ايرانى به خود گرفت .
حاجب و دربان : پس از ظهور جنبش اسلامى ، از تاريخى كه پيشواى اسلام رسالت تاريخى خود را اعلام نمود تا حدود سى سال ، عالم اسلام از دموكراسى نسبى برخوردار بود .
هركس مىتوانست ، بدون هيچ مانع و حاجبى با پيشواى اسلام و خلفاى راشدين سخن گويد و اعمال نيك آنان را تأييد و كارهاى ناصواب ايشان را با صراحت تمام و بدون بيم و هراس مورد