يعنى دويست سال بعد از الحاق آن سرزمين به امپراطورى عثمانى نوشته شده است . « 1 »
فتح ملازگرد و پيروزى آلب ارسلان بر پادشاه روم ( رومانوس ديو جانس ) و سپس مرگ وى و جانشينى پسرش ملكشاه ، فرستادن سليمان بن قتلمش از طرف او به آسياى صغير و موفقيت و پيشرفتها و فتوحات وى در سرزمينهاى امپراطورى بيزانس ، موجب شد كه سليمان بن قتلمش از طرف حكومت مركزى در سال 470 ه . ق به فرمانروايى اين منطقه كه پل ارتباطى ميان آسيا و اروپا و ميدان تنازع بين افكار شرقى و غربى بود ، منصوب و بدين گونه شالوده حكومت قدرتمند سلاجقه در روم پىريزى شود .
اگر بخواهيم تاريخ نظامى سلاجقه را در آسياى صغير از فتح ملازگرد تا نيسه بررسى كنيم ، آن را مىتوان به چهار مرحله تقسيم كرد :
1 . روابط نظامى يا صلحجويانه با نظاميان بيزانس . سپس پس از استقرار صليبيون و تشكيل دولت امپراطورى لاتين در شرق با يونانيان طرابوزان و نيسه .
2 . در جنگ بر ضد صليبيون ، زيرا يكى از راههايى كه به سرزمين بيت المقدس مىرسيد ، آسياى صغير بود كه در اختيار صليبيها قرار داشت .
3 . جنگ و مبارزه عليه سلاجقهء بزرگ در شرق براى جلوگيرى از نفوذ قدرت آنان و توسعهء اراضى و ضمنا براى ممانعت از پيشرفت مغولان .
4 . جنگهاى داخلى ميان اقوام و طوايف ترك و تشكيل دولت ترك در زير لواى فرمانروايى سلاجقهء آسياى صغير . « 2 »
سلاطين اين سلسله كه هيجده تن بودند و غالبا نامهاى پادشاهان باستانى ايرانى را مانند كيخسرو ، كيقباد و كيكاووس . . . داشتند ، نزديك به دو قرن يعنى از سال 470 ه . ق تا 655 ه . ق كه مغولها قونيه را تصرف كردند ، توانستند در آناطولى و
هامش
( 1 ) . لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ترجمهء محمود عرفان ، ص 137 .
( 2 ) . پلرو ، ژان ، تركيه ، ترجمهء دكتر خانبابابيانى ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران 1342 ، ص 144 .