بالاتر از رهبران كوچنده پيدا كردند « 1 » و توانستند امپراطورى قدرتمندى برپا سازند كه در واقع آن را تصادفى و ناگهانى به دست آورده بودند . با توجه به اينكه اين امپراطورى اصولا دولتى نظامى و آمادهء جنگ و كشورگشايى بود ، توانستند حوزه حكومتى وسيعى را از سرحدات چين تا درياى مديترانه تشكيل دهند و وارث تمدن سرزمينهاى شرقى خلافت شوند .
از جمله مسائل مهمى كه به وضوح در سرتاسر عهد سلجوقى مىتوان در ساخت حكومت آنان نمايان ديد و سرانجام منجر به انشعاب سلاجقه شد و از نقاط ضعف ذاتى آنان شمرده مىشود ، گرايش به طرف پراكندگى و عدم تمركز بود . « 2 » بنا به سنت قبيلهاى ، سلجوقيان امپراطورى را ملك طلق اعضاى خانواده به حساب مىآوردند ، يعنى ايالات به اعضاى خانواده واگذار مىشد ، بنابراين ، از همان آغاز با توجه به اين امر وسعت قلمرو و حكومت آنان ، سلسلههاى مجزايى در كرمان ، سوريه و روم در خط نسبتا مستقل و متكى بر شرايط ويژهء محلى به وجود آمد و رشد و توسعه يافت . اين حكومتها از سوى سلاجقهء بزرگ اداره مىشد .
اينك به شرح و بررسى و چگونگى روى كار آمدن و سقوط شعبهء اخير يعنى سلاجقهء روم مىپردازيم :
مسلمانان ممالك روم شرقى را به طور كلى « بلاد روم » مىگفتند و درياى مديترانه را « بحر الروم » مىخواندند . رفته رفته « بلاد روم » به « روم » تنها اختصار يافت و اين كلمه بر كشورهاى مسيحى كه به كشورهاى اسلامى مجاور نزديك بود ، اطلاق شد .
ازاينرو اعراب سرزمين پهناور آسياى صغير را كه در اواخر قرن پنجم ه . ق با استيلاى سلاجقه بر آنجا به دست مسلمانان افتاد « روم » ناميدند . « 3 »
نخستين شرح كاملى كه از آسياى صغير اسلامى به دست ما رسيده ، نوشتهء حاجى خليفه در كتاب « جهاننما » است كه آن هم در آغاز قرن يازدهم ميلادى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 15 ، همو ، مالك و زارع در ايران ، ترجمهء منوچهر اميرى ، انتشارات علمى و فرهنگى ، چاپ سوم ، 1362 ، صص 125 - 126 .
( 2 ) . كلوزنر ، كارلا ، ديوانسالارى در عهد سلجوقى ، ترجمهء يعقوب آژند ، انتشارات امير كبير ، 1363 ، ص 20 .
( 3 ) . مشكور ، محمد جواد ، اخبار سلاجقهء روم ، چاپ اول ، 1350 ، ص 49 .