تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣

سند شمارهء ( 345 ) مورخ : 28 صفر 1316 ق . / 1898 م . از : محمد بن شيخ خليفه

بسم اللّه تعالى قربان حضور مباركت گردم . اولا استدعا چنان است كه [ ] حسن عاطفت و يمن مرحمت حضرت مستطاب اجل اكرم افخم اشرف آصف [ ] مد ظله العالى بر مفارق كافهء برايا و عامهء رعايا به مواهب حضرت وهاب العطايا مخلّد و مستدام باد . استعلاى مراتب جاه و جلال و ارتقاى مناصب اعزاز و اجلال آن حضرت اشرف از بارگاه ذو الجلال استدعا مىنمايد . ثانى به شرف زيارت خطاب لازم الاتباع تلگرافى كه جناب مستطاب اشرف [ ] مقرّب الخاقان [ ] ملك التجّار و [ ] الحاج حاجى عبد اللّه و حاجى يوسف فرموده بودند [ ] و [ ] شد . در باب جمع‌آورى ماليات و گمرك كه به آنان مفّوض و واگذار فرموده بودند چون بعد از مراجعت ميرزا نصر اللّه خان از بنادر دو ماه بندر لنجه بى حاكم بوده و در نبودن حكومت ، خوف اغتشاش و امور غير مترقّبه بود ، خاكسار محض اينكه اغتشاش واقع نشود ، آمد در خانهء موروثى سكونت نمود و عموم اهالى را من جميع الوجوه آسوده و مرفه الحال داشت و بلد را منظم گردانيد . چون پدر و اجداد خاكسار هميشه خدمتگزار و فرمانبردار ديوان اعلا بوده چنانچه بانى آبادى و معموريّت اين بلده شده ، بعد از فوت پدر و برادر خاكسار مأمورين ديوان كه سمت نيابت داشته محض طمع شخصى خود به اموال موروثى دست تعدّى دراز كرده همه روزه [ ] زحمات و خسارات فوق الطاقه بوده به خلاف انصاف و شيوهء مستحسنهء دولت علّيه به حدّى كه لابد از وطن مألوف فرار كرده و از ضيق معيشت مجبور شده مراجعت و در خانهء موروثى سكونت نموده مانند آبا و اجداد خود در لواى لوازم خدمت و اطاعت به نوعى كه رضاى خواطر بندگان اقدس اعليحضرت شاهنشاه اسلاميان پناه ارواح العالمين فداه بوده باشند ، مشغول است . امورات بلد منظم و ساير طبقات اهالى از رعاياى داخله و خارجه چنان آسوده و مرفه الحال داشته كه كافّهء آنان با كمال رغبت اظهار تشكر نموده ، تصديق نامچه‌هاى متعدّده نوشته نزد اعيان و ساير اهالى موجود است . اميد چنان است كه به حسن مساعدهء رجال دولت علّيه چنان در انتظام بلد و فراهم‌آورى اسباب آبادى و رفاهيت و مساوات بين عامه اقدام نمايد كه باعث جلب مراحم و الطاف ملوكانه بوده باشد . استدعا آنكه حسن نيّت خاكسار فدوى در اطاعت و خدمتگزارى ديوان اعلى به سمع مبارك بندگان اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاهى برسانند . شايد رأى عالم آراى مبارك بندگان اعليحضرت سكندر جاه سلطنت پناه خلافت دستگاه شاهنشاهى ارواح العالمين فداه بر اينكه احقر خاكساران در سلك خداّم دولت قاهره در بندر لنگه مشغول خدمتگزارى و فرمانبردارى باشد قرار گرفته در سايهء عاطفت اعليحضرت جمجاه خلافت پناه مؤسس مبانى انصاف ، هادم قواعد جور و [ ] روح العالمين فداه مشغول انجام خدمات باشد . ماليات و گمرك قسط به قسط به مأمورين ديوان اعلى در بوشهر يا طهران [ ] اطاعت مىشود و اگر رأى مبارك رجال دولت علّيه بر موقوف داشتن اجاره‌جات باشد ، فدوى حساب محصول گمرك و غيره ثبت نموده هفته به هفته به مقامى كه بايد تقديم مىنمايد و محصولات را روانه خواهد نمود و در اجراى اوامر و نواحى دولت قاهره بدون كم و زياد اقدام خواهد كرد . [ ] از مراحم بيكران آنكه نظر الطاف از خادمان قديمى باز ندارند [ ] خدمتكارى [ ] كه به ورود [ ] مشتمل بر احكام علّيه معتضد و مفتخر سازند . [ ] جاه و اقبال به اطناب و دوام مربوط و [ ] باد . فى 28 صفر المظفر 1316 از بندر لنگه . [ زير خط اول ] خاكسار فدوى ، محمد بن شيخ خليفه . [ پشت سند ، صورت مهر ] محمد بن خليفه .

سند شمارهء ( 346 ) مورخ : 3 ربيع الاول 1316 ق . / 1898 م . از : كارگزارى لنگه

قربان حضور مرحمت ظهور مباركت شوم . انشاء اللّه تعالى وجود مسعود مرحمت و معدلت ظهور مبارك در كمال استقلال و [ ] معروض مىدارد از آنجايى كه چاكر جان نثار ، خود را از بستگان و متعلّقان [ ] مبارك حضرت مستطاب عالى دانسته و مىداند به مقتضاى خلوصيّت و خدمتگزارى و روابط فدويّت و دولتخواهى [ ] و مغتنم مىشمارد كه با هر پست ميل مقررى به معروضه‌جات فدويّت آيات جسارت ورزيده با كمال آداب و احترام در مقام پرسش حال خيريت مآل سركار عالى برآيد كه بدانند در گوشهء بندر لنگه جان نثار بر جادهء چاكرى مقيم و بر صراط فدويّت و اطاعت شعارى مستقيم است . در هفتهء ماضيه كه عريضه‌نگار حضور مبارك نشده است چاكر در بندر لنگه حاضر نبوده است . از مقام جليل حضرت مستطاب اشرف اسعد اقدس و الا بندگان نواب حاجى حسام السلطنه حكمران كل بنادر روحى فداه خواهش چند دانه صدف سربسته به جهت دار الخلافهء باهره فرموده بودند و چون در اين ايام تمام غواص سكنهء اين صفحات در غوص بودند و غواصى در بلد نبود لهذا چاكر جان‌نثار محض امتثال حكم آقاى معظم اليه اسباب غواصى فراهم آورده چند روزى [ ] غوص در كشتى به عوض [ ] صدفى كه موافق مقصود آقاى معظم اليه بود ، تحصيل كرده مراجعت نمود و صدفها را در بوشهر انفاد حضور مبارك حضرت مستطاب اشرف اقدس و الا نواب حاجى حسام السلطنه نمود .