سند شمارهء ( 143 ) مورخ : احتمالا 22 جمادى الاول 1283 ق . / 1866 م . از : مأمور دولت ايران مقيم مسقط به : وزارت امور خارجه
هو
اخبارات اين ولا .
جناب شيخ سعيد الى حال در مسقط به جهت تدارك روانگى خود به شيراز تشريف دارند ، بناى روانگى داشتهاند اما واقعه روى داده است كه موجب معطّلى ايشان شده و آن واقعه اين است كه سيد تركى ، برادر سيد سوينى ، را كه سيد سالم ، ولد او ، بعد از قتل پدر خود محبوس نموده و انگريزان او را خلاص و مدتى در جهازات خود به بنادر گردش مىكردند ، بالاخره در بندر لنگه پياده كرده بودند و آن از لنگه به قدر يكصد نفر از اهل هر جايى نوكر گرفته در بغلهء محقرى سوار و به طرف برّ عمان رفته بودند . گمان هر كس آنكه در آن حدود مىرود و بناى اغتشاش مىگذارد و او بىكس به مسقط آمده و روزى كه اتفاقا باليوز انگريز آمده و با سيد سالم طرح مصالحه چيده و او را مطمئن كرده و از آنجا روانه شده بودند همان شب سيد تركى در همان بغلهء محقر در لنگرگاه مسقط رسيده احدى نفهميده كه در اين كيست .
به وقت شام پياده شده و در يكى از قلاع مسقط كه معروف به قلعهء جلالى و انبار قورخانهء مسقط بوده است واقعه سركوهى كه مشرف بر تمام مسقط است ، بالا رفته و قلعه را متصرف شده است و چون اسباب قورخانه كلا به تصرف آن آمده غالب بوده و سيد سالم فرستاده بود از بندر عباسى باروط طلبيده است . الحاصل از قرارى كه اهل اين جهاز آتشى كه 15 شهر حال از آنجا آمده يعنى عبور كرده تعريف نمودند الى حال سيد تركى غالب است تا بعد چه شود . على الظاهر سيد تركى بىاجازه و اشارهء انگريزان اين عمل نكرده است . شيخ سعيد هم به اين جهت تا به حال در مسقط است .
سند شمارهء ( 144 ) مورخ : 23 جمادى الاول 1283 ق . / 1866 م . به : وزارت امور خارجه
خدايگانا !
از قرارى كه خبر رسيد صيد تركى ، برادر صيد ثوينى ، آدم فرستاده از اهالى عمان عهد و ميثاق گرفته ، بعد خودش از طرف بندر لنگه با دويست نفر جمعيت به عمان رفته . چون در عهد صيد ثوينى هم در عمان با اهالى آنجا يك جهت بوده و صيد ثوينى او را به خدعه گرفت ، لهذا حال اهالى عمان [ با ] ميل خاطر به او گرديداند [ گرويدهاند ] و از راه عمان به مسقط رفته قلعه را كه در پشت بندر مسقط در قلهء كوهى واقع و مشرف به جميع آبادى مسقط است به تصرف درآورده و همه روزه گلولهء توپ و تفنگ به بندر مسقط مىباراند و صيد سالم با كمال خوف و خطر در ششدر حيرت گرفتار است و راه چاره از همه طرف به او مسدود شده و از جهاز جنگى [ ا ] مريكايى كه از مسقط عبور مىنمود ، استمداد كرده جواب شنيده بود و از طرف انگليسها هم هنوز اثرى كه پايهء اقدام به كارى باشد به ظهور نرسيده .
به علاوه اغلب اهالى اينجا را عقيده اين است كه اين حركات صيد تركى در باطن به تحريك و تقويت كارگزاران دولت انگليس است . چنان كه در عريضجات قبل به عرض رسانيده اگر صيد تركى به مسقط مستولى شود و در مسند امامت جلوس نمايد ، كارگزاران ممبئى همان حمايت و رعايتى كه از صيد ثوينى مىكردند بلكه زيادتر دربارهء صيد تركى خواهند كرد . چون از وقتى كه صيد ثوينى را كشتهاند تا به حال كه هشت ماه است آنچه كمترين در باب عمل بندر عباسى و مسقط به عرض رسانيده ، به هيچ وجه جواب زيارت نشده و اعتنايى به عرايض كمترين نيست ، لهذا زياده بر اين فضولى و مبادرت شد . مورخهء بيست و سيم شهر جمادى الاول سنهء 1283 .
سند شمارهء ( 145 ) مورخ : 27 جمادى الاول 1283 ق . / 1866 م . از : شيراز ( حسام السلطنه ) به : دار الخلافهء تهران ( وزارت امور خارجه )
[ نشان شير و خورشيد ]
مخابرهء تلگراف دولت علّيهء ايران
شهر جمادى الاولى سنهء 1283
خدمت جناب امين الدوله كه به جناب وزير امور خارجه برسانند و زود جواب بدهند .
اليوم كه بيست و ششم است ، روزنامهء مسقط رسيد كه در بيست و نهم شهر ماضى باليوز دولت انگليس از ممبئى وارد مسقط شد و با امام قرارداد نمود كه به همان قرار سابقه كه با امام مرحوم بوده ، سلوك نمايند و محمّد باقر خان طويلهدار از جانب آن دولت مقيم مسقط گردد و امام مسقط را مطمئن نموده خود روانهء بوشهر شد . در باطن محرك صيد تركى عموى امام مسقط شده ، تهيه داده از طرف رأس الخيمه با تفنگچى قليلى روانهء مسقط نمود . مشار اليه هفتم شهر حال قبل از طلوع آفتاب وارد مسقط و بىخبر خود را به قلعهء بزرگ كه شرقى مسقط مىباشد و سركوب ساير قلعهجات است رسانيده درب قلعه را شكسته متصرف مىشود و بناى شليك توپ و تفنگ به مسقط نمود . امام هم