مبرم به همراهى خواجه نظام متوجه ولايت بخارا شدند . چون موكب حشمت مناقب امير عرب نزديك به قصبهء غجدوان رسيد ، حضرت عبيد اللّه خان با تمام امرا و وزرا و اركان دولت و اكابر و اعالى و افاضل و اهالى و اشراف و اعراف ولايت « 1 » بخارا به استقبال متوجه شدند . از يك ميل راه كه ديدهء عبيد اللّه خان مكحل به غبار موكب آن شهسوار عرب گرديد ، با جمعى سپاه از اسپ پياده شده ، كسى پيش فرستاد كه حضرت امير البته عنايت كرده از اسپ فرود نيايند ، عبيد اللّه خان پياده و امير عرب سواره ملاقات كردند . از مقام ملاقات تا شهر مسافت دو فرسنج بود . امير عرب از بىوفائى و بىاعتبارى دنيا حكايت مىپرداخت و عبيد اللّه خان از سحاب ديده خاك راه را گل مىساخت . از جملهء ابيات عربى و فارسى كه بر صفحهء بيان آمد اين ابيات بود كه نوشته شد :
انّما الدّنيا فناء ليس للدّنيا ثبوت [ 52 a ] * انّما الدّنيا كبيت نسّجتها العنكبوت
[ بيت ]
يا من بدنياه اشتغل * قد غرّه طول الامل
الموت يأتى بغتة * و القبر صندوق العمل
[ بيت ]
و من يرجو من الدنيا وفاء * كمن يرجو شرابا من سراب « * »
ينادى ملك فى كلّ يوم * لدوا للموت و ابنوا للخراب « 2 » « * * »
هامش
( 1 ) -P: شهر
( 2 ) - اين بيت درBنيست و درAوCدر حاشيه است
( * ) س 19 : سرابى
( * * ) س 20 : و ابنو للخرابى