هند را فسخ گردانيدند و پاى در دامن سلامت پيچيدند . على الصباح روز سيوم بود كه چون كوس ناموس زرين ورق شاه مشرق را به مقرعهء
الْقارِعَةُ مَا الْقارِعَةُ
« 1 » فروكوفتند ، و نوبتيان
وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
« 2 » به صداى نداى آواى « 3 » ناى خروسان خروشان ، دم در سفيدمهرهء سفيدهدم دميدند .
نفير و خروش برآمد كه آن [ كوچكان حيدرى ] مخالف « 4 » كه از مقام [ عراق ] ساز بزرگى آهنگ كرده بودند و دايرهء بسيط عالم را بر عرب و عجم راست چون دل عشاق بينوا تنگ ساخته ، به نيريز « 5 » طربانگيز تيرباران عساكر همايون ، به آن پيشرو صفهانى نجم ثانى مغلوب گرديدند .
الحمد للّه الذى صدق وعده و نصر عبده و اعزّ جنده و هزم الاحزاب .
[ قطعه ]
با چرخ گفت كيوان كآخر عبيد خان را * ( 27 b ) معمورهء ممالك گردد تمام حاصل
فى الحال چرخ گفتش كاى پير سالخورده * هرچند حاضرى تو ما هم نهايم غافل
ما ديدهايم و خوانده از روى طالع او * اين شكل در مبادى اين نقش در اوايل
رايات كامگارى از راى اوست « 6 » عليا * آيات شهريارى در شأن اوست نازل
و كيفيت آن فتح و نصرت آنكه ، چون لشكر قزلباش شهر ؟ ؟ ؟
هامش
( 1 ) - قرآن سوره 101 آيه 1
( 2 ) - قرآن سوره 81 آيه 18
( 3 ) -C؛B 2آوازى
( 4 ) -A: مخالفان
( 5 ) -T: تبريز طربانگيز را ،C: تير نر .
( 6 ) -A: تست