1238 هجرى قمرى وفات يافته است .
فتحعلى شاه صبا بيشتر قدرت طبع و هنر ادبى خود را در راه مداحى از سلطان وقت به كار برده و اين چند بيت نمونهاى از مدايح او دربارهى فتحعلى شاه قاجار است :
ببال اى تخت اسكندر بناز اى مسند دارا * كه شد اسكندر ديگر به دارايى سريرآرا
زمان را شاه دريادل زمين را خسرو عادل * زمان بر عهد او مايل زمين بر مهد او شيدا
به تخت آسمان رختش بر اوج آسمان تختش * براست از آسمان تختش كه آن پير است و اين برنا
خوانندگان باذوق و سخنسنج اين كتاب مىتوانند از مقايسهى چند بيت زير از شهنشاهنامه صبا با شاهنامهى استاد و حكيم بزرگ طوسى به ارزش ادبى گفتار صبا پى ببرند :
سفر ديلم
به ديلم مرا بود وقتى سفر * به فرمان داراى جمشيدفر
ز خاك سيهفام و آب سفيد * به جان گشتم از زندگى نااميد
به دانگى دو سيم از گذرگاه رود * كشاورز آن مرز را هم نمود
ستمپيشه مردى ندادش درم * به دشنام و چوبش بيازرد هم
من از آب آسان گذشتم چو برق * ستمپيشه مسكين به گرداب غرق
رهايى از كشتى بود با خداى * و ليكن مرنجان دل ناخداى « 1 »
نشاط -
ميرزا عبد الوهاب نشاط اصفهانى از گويندگان عصر فتحعلى شاه قاجار و ملقب به معتمد الدوله ، علاوه بر طبع شعرى در خط ترسل مشهور و به ادبيات فارسى و زبان عربى و تركى آشنا و مردى دست و دلباز و مهماننواز بوده است . وى در بذل و بخشش به دراويش و شعرا و ادباى معاصر خويش چندان راه افراط پيمود تا به كلى تهيدست شد . وارستگى نشاط آن است كه او به تصوف و عرفان شوق و دلبستگى كامل داشته و در طريق عرفان گام مىزده است .
محفل انس او در اصفهان مجمع پيروان طريقت و ادبا و شعرا بود و او در كمال سخا و جوانمردى ، درآمد خود را در راه دوستان و مصاحبان خويش صرف مىكرد تا آنكه آوازهى نام او به تهران رسيد و فتحعلى شاه او را به پايتخت خواند و چون به لطف طبع و هنر او در خط و
هامش
( 1 ) - نقل از كتاب « نهضت ادب ايران در عصر قاجار » ، به قلم ابراهيم صفايى ، چاپ دوم ، تهران .