2 - ادبيات ( نظم و نثر )
آثار منظوم
شعر و شاعرى ، چنانكه در مقدمه اشاره كرديم ، تابع ذوق و احساس شخصى و نيروى تخيل افراد و با فراهم آمدن محيط مناسب قابل رشد و توسعهى سريع است . فتحعلى شاه قاجار بنابر روايت غالب مورخين دورهى قاجاريه ، طبعى ملايم داشته و مشوق شعرا و ادبا بوده و رضا قلى خان هدايت در مقدمهى « مجمع الفصحا » تجديد حيات شعر و ادب را نتيجهى تشويق و ادبدوستى آن پادشاه دانسته و به طبع شعرى او اشاره و تخلص شعرى وى را « خاقان » ياد كرده است .
اين نكته را بايد تذكر دهيم كه اساس نهضت ادبى از زمان كريم خان زند كه مردى باذوق و خوشمحضر و آرامشطلب بوده است ، پايهگذارى شده و تشويق و ترغيب او از ادبا و دانشمندان و سرايندگان ، زمينه را براى ظهور گويندگان دوران قاجاريه آماده ساخته است .
« سيد احمد هاتف اصفهانى » يكى از گويندگان لطيفطبع معاصر كريم خان زند به سبب سرودن ترجيعبند دلپذير خود در توحيد ، مقام بلندى در ادبيات نيمهى دوم قرن دوازدهم هجرى ايران را كسب كرد « 1 » و گويندگان ديگر آن عصر « 2 » با اشعار نغز و دلكش خود و اختيار سبك خراسانى
هامش
( 1 ) - ترجيعبند مشهور هاتف اصفهانى يكى از نغزترين و شيواترين اشعار عرفانى دورهى زنديه است اين ترجيعبند در بند اول با اين بيت :اى فداى تو هم دل هم جان * وى نثار رهت هم اين و هم آنآغاز شده و هر پند از آن با اين بيت :كه يكى هست و هيچ نيست جز او * وحده لا إله الا هوپايان مىيابد . بند دوم با بيت :از تو اى دوست نگسلم پيوند * ور به تيغم برند بند از بندبند سوم با بيت :دوش رفتم به كوى بادهفروش * ز آتش عشق دل به جوش و خروشبند چهارم با بيت :چشم دل باز كن كه جان بينى * آنچه ناديدنى است آن بينىو بند پنجم با اين بيت :يار بىپرده از در و ديوار * در تجلى است يا اولو الابصارهاتف اصفهانى به سال 1198 در شهر قم بدرود حيات گفت .