حضرت شاهنشاهى ظلّ اللّهى - كه نسخهء ديباچههاى بدايع عالم و مجموعهء فهرستهاى كمالات بنى آدم است - انجلاى انوار را چه غرابت .
و در ساعتى كه سعادت قران سعدين و ميمنت اقتران نيّرين داشت ، به دولت و اقبال به سرادقات عظمت و اجلال نزول فرمودند و به حضور مورد النّور مستسعد گشتند و در سايهء دولت ابدى آرامگاه گرفتند و تارك مبارك حضرت شاهنشاهى به مساس پاى سريرفرساى حضرت جهانبانى به نيّت برخوردارى و وصول به كمال پيرى سعادتپذير شد ، و از كمال عطوفت و فرط عاطفت دربرگرفته بر پيشانى نورانى آن حضرت - كه لوح سعادت دو جهانى و ديباچهء دولت جاودانى است - بوسه دادند
مصرع
گاه بر لب گاه بر دل گاه بر سر داشتند
بعد از مشاهدهء اين نور اقدس ، زبان الهامى را به اداى شكرگذارى حضرت بارى - عزّ شأنه و جلّ برهانه - مقرون ساختند و فرق فرقدساى را به سجدات نيازمندى بر درگاه بىنياز فرود آوردند .
شعر
نه تنها سجدهء سر دمبدم بود * كه هر مو بر تنش در سجده خم بود .
حافظان عنايت الهى و خازنان سعادت نامتناهى آن وديعت ازلى و امانت ابدى را در كنف عاطفت پادشاهى سپرده ، به اين زمزمهء شادى و ترانهء آزادى مترنّم گشتند :