باستانى تواند بود ، چنين شكرگزارى « 1 » ايزد بارى را به خاك نياز سوده به حمد و ثناى خالق توانا قيام و اقدام نمود و در همان گرمى عنانگراى سمت ذهاب شده ، لشكريان را به محاصره ذهاب امر فرمود . كحيا « 2 » را با جميع اسرا كه عدد ايشان به سيصد نفر مىرسيد به علاوهء دويست نيزه سر انفاد درگاه جهانپناه پادشاهى نموده « 3 » هنوز رايت اقبال خديو بىهمال و صاحبقران دريانوال در چمن سلطانيه توقف داشت « 4 » كه كحيا و اسراى روم به نظر خورشيد اثر خاقان هفت كشور رسيد در ازاى اين فتح نمايان غنچه خاطر پادشاهى گلگل شكفت و جناب شاهزادگى را مورد نوازش شاهنشاهى فرمودند . از اينكه فيما بين دولتين عليّتين بهيّه و آل عثمانيه قواعد صلح و صلاح به قانون سلاطين رضوان مكيّن صفويهء « 5 » برقرار و سلسلهء عهد « 6 » و ميثاق شوكتين « 7 » به ضوابط خواقين اسلاف به غايت محكم و استوار بوده ، درين مدت تطاولى از طرفين به ظهور نرسيده « 8 » و سبقت بىاندامى از جانب دولت عثمانى شده و گوشمالى به سزا يافتند . لهذا پيشكار قاعدهدانى و رموزيابى خاقان كشورستان ظلّ اللهى تجويز به خلاف عهد نكرده ، تسخير ذهاب را بنابر حسن عهد مرخص نفرمودند و امر نافذ الفرمان به سرافرازى شاهزادهء والاشأن از مصدر خلافت كبرى عزّ اصدار پذيرفت كه عبد الرحمن پاشا را به ولايت او مستقل و عطف عنان به كرمانشاهان نموده در همانجا اقامت ورزيده ولايت كرمانشاهان را در ازاى اين فتح نمايان « 9 » به جلدوى خود مقرّر بداند .
شاهزاده محمّد على ميرزا بعد از سرافرازى به حكم و « 10 » اوامر عليّه عبد الرحمن پاشا را در آن ولايت مبسوط اليد و مراجعت به كرمانشاهان نموده « 11 » ، قبل از شكست كحيا ، على پاشا كه از طنطنهء رايات نصرت آيات شاهزاده والاجاه به سمت قلمرو على شكر و سرحدّات كرمانشاهان آگاه گرديد خود نيز « 12 » تير جلوى كرده با بقيهء عساكر روم كه حاضر داشته « 13 »
هامش
( 1 ) . متن : شكرگذارى . ( همهجا )
( 2 ) . مج : و كحيا .
( 3 ) . مج : نمود و .
( 4 ) . مج : داشتند .
( 5 ) . مج : صفوى .
( 6 ) . مج : عهود .
( 7 ) . مج : شوكتين جانبين .
( 8 ) . مج : نرسيد .
( 9 ) . مج : شگرف .
( 10 ) . مج : « به حكم و » ندارد .
( 11 ) . مج : فرموده .
( 12 ) . ملك : « نيز » ندارد .
( 13 ) . مج : داشت .