خط مبارك خود به پادشاه عالميان پناه نوشته ، متمنّى انصراف آن اراده كه در خاطر « 1 » پادشاهى رسوخ تام و تمام پذيرفته بود گرديده ، حضرت « 2 » ظلّ اللهى بنابر رضاجويى خاطر فرزندان ارشد « 3 » خود ، آن راى را از خاطر مبارك متروك « 4 » و يك هزار نفر از غازيان ركابى دستهء قراچورلو علاوه بر عساكر مأمورين خراسان ابواب جمع و در بيست و هفتم شهر محرم الحرام سنهء 1220 بارس ئيل « 5 » تركى حركت ايشان مسموع و مذكور گرديد . « 6 »
تطاول ايشپخدر سردار روس به ولايت باكو و شيروان و مقتول شدن آن مخذول به تيغ انتقام غازيان جلادتنشان . « 7 »
ايشپخدر ، سردار روس ، در اصل « 8 » زمستان بار اقامت منحوس خود را در گنجه كه مأمن آن بداختر بود گشوده به اهتمام تمام در تسخير شيروانات « 9 » و قبه و دربند و بادكوبه « 10 » پرداخته ، دمى از هواى تسخير آن ولايات نمىآسود و به بستر استراحت لحظه [ اى ] « 11 » نمىغنود . تا اينكه مصطفى قلى خان ، حاكم شيروان ، « 12 » از تطاول آن خذلاننشان در تضييق محاصره افتاده ، به هزار مشقّت از آنجا خود را به سقناق كشيده « 13 » ، تمامى شروانات مسخّر آن شقاوت سير گرديده ، چون از شدّت زمستان و كثرت برف و باران راه چاره « 14 » از چهار طرف مسدود بود ، مأيوس گرديده ، از در صلح « 15 » و استيمان درآمده ، خواهشمند گرديد كه ايشپخدر خود رفته
هامش
( 1 ) . مج : مزاج .
( 2 ) . مج : حضرت اعلى شاهى .
( 3 ) . مج : فرزند رشيد .
( 4 ) . مج : متحرف .
( 5 ) . متن : بارس ايل .
( 6 ) . مج : در بيست و هفتم شهر محرم الحرام 1220 از درگاه فلك احتشام مأمور به ركاب ظفرفرجام شاهزادهء نصرت انجام فرمودند و الى حال كه سيزدهم شهر صفر المظفر سنهء 1220 بارس ئيل تركى است به تواتر خبر حركت ايشان مسموع و مذكور مىشود .
( 7 ) . مج : از « به تيغ . . . » تا اينجا را ندارد .
( 8 ) . مج : ميان .
( 9 ) . مج : شروانات .
( 10 ) . مج : باكوبه . ( همهجا )
( 11 ) . مج : « لحظه » ندارد .
( 12 ) . مج : شروان .
( 13 ) . مج : انداخته .
( 14 ) . مج : چون در چلهء زمستان و شدت برودت و كثرت برف راه چارهپژوهى .
( 15 ) . مج : مسدود بود و مأيوس گرديده بود از در امان .