دروازهء « 1 » هرات از قتل و نهب و غارت فروگذاشت ننموده ، با غنيمت بسيار و كسيب بىشمار در ضمان حراست « 2 » حضرت پروردگار به مساعدت « 3 » اقبال شاهزادهء بىهمال عود به ركاب اشرف نموده ، مورد تحسين و سزاوار آفرين گشتند . كرم جبلى شاهزادهء وافر احسان اقتضاى آن كرد كه آن غنايم نامحصور را سواى اسرا كه به ضبط سركار مقرّر گرديد ، ساير را « 4 » به ايشان بذل و عطا فرمودند و حسب الامر الاشرف آن اموال بىقياس و شمار را « 5 » در ميان غازيان موافق ضابطه سمت انقسام پذيرفت .
شاهزاده فيروز بعد از سنوح « 6 » اين امر عجيب و ظهور اين واقعهء غريب در بحر اضطرار و لجهء اضطراب غوطهور و « 7 » در شبكهء تحيّر و تحسّر افتاد . خيرانديشان و ريشسفيدان افاغنه صلاح در آن ديدند كه كس سخندانى روانهء دربار شاهزادهء جم اقتدار ساخته كه به تدارك و تلافى مافات پرداخته ، بنيان محبّت را محكم و مبانى خصوصيت را مستحكم ساخته باشد ، لهذا صمد خان درّانى على كوزايى ( 137 ) را بلافاصله با مراسله [ اى ] مخلصانه و اظهار يگانگى گسيل « 8 » دربار خلافت مبانى نموده ، ايلچى مزبور به واسطهء امناى دولت بهيّه شرفياب حضور گرديده ، نامه و پيغامى كه داشت ، بعد از ترخيص از جانب اشرف ، به تبليغ آن پرداخته ، شرايط سفارت و لوازم رسالت را به جاى « 9 » آورده ، در استحكام قواعد موالات مبالغهها « 10 » نمود . « 11 » حاجى فيروز بنابر توهّمى كه داشت قوّت واهمهء او را ( 107 ب ) بر آن گماشته كه از فرستادن صمد خان متقاعد نشده ، متعاقب آن ، حسين على خان اويماق ، كه مرد كهنسال مجرّب و از نيك و بد روزگار « 12 » مهذّب و از « 13 » ريشسفيدان اويماقيه ممتاز « 14 » و بزرگ ايل درزى ( 138 ) و فيروزكوهى الاصل بود ، روانهء ركاب نصرت انتساب شاهزادهء
هامش
( 1 ) . مج : در دروازه .
( 2 ) . مج : سلامت .
( 3 ) . مج : حضرت آفريدگار به نيروى .
( 4 ) . مج : گرديد بالتمام .
( 5 ) . مج : « و شمار را » ندارد .
( 6 ) . مج : صدور .
( 7 ) . مج : غوطه خورده .
( 8 ) . مج : روانه .
( 9 ) . مج : جا .
( 10 ) . مج : مبالغها .
( 11 ) . مج : نمود و .
( 12 ) . مج : از روزگار و سوانح ايام .
( 13 ) . مج : از جميع .
( 14 ) . مج : « ممتاز » ندارد .