و جمّى غفير عرضهء شمشير تيز و بقية السّيف مرحلهپيماى وادى گريز گرديده ، حصار استوار خدا آفرين شوشى را مأمن « 1 » نموده ، از بيم جان سر بيرون نمىآوردند .
الحاصل پادشاه فلك شكوه سپهر وقار در كمال عظمت و اقتدار يكران عزيمت را به حدود ايروان گرم عنان و چون محمّد خان ايروانى نيز از راه ضلالت و نادانى متابعت « 2 » ابراهيم خليل خان كرده به ايشپخدر زبان داده بود كه قلعهء ايروان را به او سپرده ، از جادهء مطاوعت « 3 » پادشاهى منحرف و سالك بيداى « 4 » گمراهى گرديده ، در زمرهء كفرهء روس منخرط كرد و چون حقيقت اين خبر بر مرآت ضمير منير انورش كه جام جهاننماى حقانيتنگرى و حقگزينى است ظاهر گرديد « 5 » ، به لطايف الحيل آن سادهدل « 6 » را از قلعه بيرون آورده ، در ركاب نصرت انتساب نگه داشته ، ديگر رخصت به دخول قلعه و ايفاى به حصول وعده نيافت و قبل از نزول مواكب جهانگشا به ايروان چند مرتبه فى ما بين نايب السّلطنه و ايشپخدر جنگهاى نمايان اتفاق افتاده ، در هربارى « 7 » قوى دستى و غلبه و برترى « 8 » از جانب نواب نايب السّلطنه بوده ، در بعضى از معارك امير خان كرد قوللر آقاسى جان خود را در راه اخلاص اين دولت جهانيان مناص فدا ساخته ، درجهء « 9 » شهادت يافت .
درين اوقات كه ( 99 الف ) ظاهر اوچ كليساى « 10 » حوالى ايروان محل نزول رايات فيروزى نشان بود ، فتح على خان كلهر با عريضهء فتح تكّه شوميه و چند قطار شتر سر از خراسان شرفياب سدهء سدره نشان گرديده ، بعد از حصول اطلاع از مضمون عريضه و « 11 » وقايع خراسان و ظهور جلادت و جسارت پادشاهزادهء عظيم الشأن و وقوع اينگونه فتح نمايان و استيصال تركمانيهء خذلان نشان مورد نوازشات بىپايان گرديد . آثار تجلّد و دليرى و علامات « 12 » شهامت و جهانگيرى شهزادهء فيروزمند مطبوع طبع مشكلپسند پادشاه ظفر
هامش
( 1 ) . مج : مأمن و پناه .
( 2 ) . مج : به تبع .
( 3 ) . مج : متابعت .
( 4 ) . مج : « بيداى » ندارد .
( 5 ) . مج : حقبينى و حقيقتگزينى است ، منكشف گرديد .
( 6 ) . ملك : « آن سادهدل » تكرار شده .
( 7 ) . مج : هربار .
( 8 ) . مج : برترى و غلبه .
( 9 ) . مج : از « جان . . . » تا اينجا را ندارد و جاى آن خالى است .
( 10 ) . مج : اوج كليسا .
( 11 ) . مج : « عريضه و » ندارد .
( 12 ) . مج : اطوار .