برده ، محمّد خان و حسين خان سردار آمده ، مشاهدهء آن زخم منكر « 1 » را نموده ، به جهت سلامتى ذات اقدس صلات و تصدّقات وافر به مردم دادند . ( 86 الف ) ارباب احتياج را از بذل وافر قرين خوشنودى متكاثر ساخته « 2 » ، صلاح در آن ديدند كه تا زخم ملتئم « 3 » نشود ، شاهزادهء يگانه به حرمخانه تشريف نبرند و از فرط احتياط « 4 » مسوّد اوراق و عباس خان به پرستارى آن نور حديقه « 5 » شهريارى مأمور گرديده ، بيست و هفت روز جراحت آن سرور امتداد كشيده ، كه شب و روز به خدمتگزارى و پرستارى آن حضرت قيام داشتيم « 6 » . بعد از روز بيست و هفتم آثار صحّت و بهبودى در ذات مباركش ظاهر شده ، خاطرها جمع و دلها اطمينان يافت « 7 » و غير ازين قرانات « 8 » عظيمه و مخاطرات خطيره « 9 » كه هريك به رأسه قرن عمده بود « 10 » ، بس خطرناك ، « 11 » به ذات كامل الصفات مباركش سانح شده و به عنايت « 12 » حضرت آفريدگار و معاونت بخت بيدار دفع شده ، از آن سوانح آسيبى و منقصتى در ظاهر و باطن آنجناب راه نيافته به خيريّت گذشت ، « 13 » از آن جمله ، در سمنان نيز به كرّات در شكارگاه در حين « 14 » تاختوتاز و بحبوحهء انداختن چرغ و باز ، اسب از صدمات به سر آمده ، اصلا مضرّتى به وجود مباركش نمىرسيد . « 15 » هرچند مناسب آن بود كه هركدام ازين وقايع در محل خود ايراد شود و ليكن چون خامهء مشكين ختامه در مقام تحرير آن غفلتى ورزيده است ، درين مقام كه مشابهت و مناسبت اقتضا نمود مرادف كلام ساخته نگارش يافت . « 16 »
هامش
( 1 ) . مج : منكر و حالت غريب .
( 2 ) . مج : به مردم و ارباب احتياج داده .
( 3 ) . ملك : ملئيم .
( 4 ) . مج : و احتياطا .
( 5 ) . مج : آن دوحهء رشيقهء .
( 6 ) . مج : مىنموديم .
( 7 ) . مج : مطمئن گرديد .
( 8 ) . ملك : « قرانات » ندارد . ( جاى خالى )
( 9 ) . مج : عظيمهء چند و مخاطرات مهلكهمانند .
( 10 ) . مج : مىتواند بود .
( 11 ) . مج : « بس خطرناك » ندارد .
( 12 ) . مج : به اعانت .
( 13 ) . مج : از آن رهگذر آسيبى كه موجب نقص ظاهرى و باطنى آن حضرت باشد واقع نگرديد .
( 14 ) . ملك : در .
( 15 ) . مج : اسب خطا شده ، ضررى به ذات مقدسش لاحق نگرديد .
( 16 ) . مج : مناسب چنان بود كه اين سوانح هركدام در محل خود سمت گزارش [ متن : گذارش ] يابد و ليكن چون قلم مشكين شمامه از ايراد آن در مقام غفلت ورزيد ، به جهت ترادف كلام و مناسبت مقام در اينجا سمت نگارش يافت .