حسب الامر قضا نفاذ ، شهزادهء نيكونهاد با اجناد ظفر بنياد از ركاب آيات « 1 » عازم طبس و قاينات « 2 » شده ، به معاونت و مظاهرت حكّام آن ولايات « 3 » به عزم تسخير هرات و تدمير سركشان آن صفحات كمر به پرخاش و كين بسته « 4 » ، ظاهر هرات را معسكر ساخته ، به مجادله و مقاتلهء افاغنهء آنجا پرداخت . چون اعتقاد او نسبت به اين دولت خداداد اندك نقصانى داشت ، تير تمنّايش به هدف مراد نرسيده ، نقش آرزويش بر تختهء مقصود ننشست « 5 » . لاجرم خايب و خاسر مراجعت به درگاه معلّى نموده « 6 » و شهزادهء فيروز به نيّت « 7 » طواف بيت اللّه عزيمت نموده « 8 » ، رخصت حاصل و روانهء مقصد شد . « 9 »
شاهزاده محمود ولدش كامران ميرزا « 10 » و برادرزادهاش ( 72 ب ) ملك قاسم در خدمت اشرف مانده ، تا آنكه « 11 » شهزاده فيروز از طواف بيت اللّه رجوع به درگاه خواقين پناه نمود . « 12 » چون زر اخلاصشان بر محك امتحان كاملعيار آمد ، زياده محل اعتبار « 13 » شهريار فلكاقتدار شدند . « 14 » نظر به صداقت و صفاى نيّت « 15 » از « 16 » جانب اشرف جهانگير خان جرفادقانى مأمور به انتظام امر شهزادگان شده ، با اثاثهء سلطنت و جهاندارى از دربار شهريارى مرخص و مقرّر گرديد كه از ولايات كرمان و سيستان و تون و طبس و قاين و ساير محال قريبهء آن حدود و ثغور جمعيّت موفور برداشته ، ايادى متغلّبه را از سر مملكت موروث او كوتاه و سركشان افاغنه را از بيم سخط و غضب سلطانى آگاه و آنها را قرين انتباه ساخته ، « 17 » شاهزادهء « 18 » محمود را در مملكت موروث جلوس داده ، مراجعت نمايد . شهزادگان و جهانگير خان
هامش
( 1 ) . مج : ركاب نصرت قرين .
( 2 ) . مج : قاين .
( 3 ) . مج : آن سرزمين .
( 4 ) . ملك : « بسته » ندارد .
( 5 ) . متن : نه نشست .
( 6 ) . ملك : « نموده » ندارد .
( 7 ) . مج : عزيمت .
( 8 ) . مج : مصمم شده .
( 9 ) . مج : روانه گرديد .
( 10 ) . مج : محمود و خلف الصدقش ميرزا كامران .
( 11 ) . مج : اينكه .
( 12 ) . مج : نموده .
( 13 ) . مج : كاملعيار و به صدق نيت و صفاى طويت محل اعتبار و منظور نظر .
( 14 ) . مج : شده .
( 15 ) . مج : « نظر به صداقت و صفاى نيت » ندارد .
( 16 ) . مج : لهذا از .
( 17 ) . مج : افاغنه را مورد انتباه و از قهر و غضب سلطانى آگاه ساخته .
( 18 ) . مج : شهزاده .