لطف على خان بعد از آنكه « 1 » از يورش بىخبر تكّه باخبر شد ، با جمعى كه حاضر بودند به مدافعهء آن گروه ضالّه پرداختند و آن جمعيّت قليل را نيز دو دسته نموده ، به هرسمتى كه مظنّه داشت ، فرستاده ، خود « 2 » با معدودى كه عدد نفرى ايشان به پنجاه نفر نمىرسيد ، متعاقب « 3 » تركمانيه مىرفت . از « 4 » نوادر اتفاقات ، سواران تكّه به استعداد تمام به او برخورد ، هنگامهء ستيز و آويز گرم گرديد . چون مشاراليه « 5 » استعداد درستى نداشت ، چشم زخمى عظيم و وهنى كامل به او راه يافت « 6 » ، اكثرى از سواران او اسير و دستگير آن « 7 » طايفهء شرير گرديده ، خود نيز از دست و پهلو زخم نيزه برداشته ، به هزار جرثقيل از آن مهلكه خود را « 8 » بيرون كشيد در ابيورد مدتى « 9 » به علّت مجروح بودن « 10 » ماند . شاهزادهء « 11 » بلنداقبال بعد از اطلاع ازين واقعه ، ذره [ اى ] « 12 » از آفتاب عنايت بىغايت « 13 » را پرتوافكن ساحت احوال او نموده ، جرّاحى قابل « 14 » از ركاب ظفرانتساب « 15 » روانهء ابيورد فرموده « 16 » به اندكزمانى معالجهء زخم برون او شده ، به معالجهء ريش درون شرفياب حضور سعادت نمودن و به نوازش روزافزون افتخار حاصل نمود « 17 » ، در همان روز كه به سدهء سنيّهء و الا رسيد « 18 » ، در بزم حضور ، بعد از استفسار از احوال او و كيفوكم « 19 » اسير شدن اهالى آنجا قيمت تمامى « 20 » اسرا را از خزانهء عامره مرحمت
هامش
( 1 ) . مج : اينكه .
( 2 ) . مج : و خود .
( 3 ) . مج : از عقب .
( 4 ) . مج : از .
( 5 ) . مج : « مشاراليه » ندارد .
( 6 ) . مج : چشمزخمى عظيمى به او رسيده وهن تمام به حال او راه يافته .
( 7 ) . مج : « آن » ندارد .
( 8 ) . مج : به هزار كروفر خود را از آن مهلكه .
( 9 ) . مج : كشيده مدتى در ابيورد .
( 10 ) . مج : به علت زخم .
( 11 ) . مج : شهزاده .
( 12 ) . مج : شمهاى .
( 13 ) . مج : عنايت خود را .
( 14 ) . مج : « جراحى قابل » ندارد .
( 15 ) . مج : ظفرپرورد .
( 16 ) . مج : نموده .
( 17 ) . مج : از « روانهء ابيورد نموده » تا اينجا چنين است : به سروقت احوالش پرداخته ، به اندكزمانى معالجه جراحات ظاهرى و باطنى او شده شرفياب ركاب گرديده ، به نوازش خسروانه اختصاص يافته .
( 18 ) . مج : رسيده بود .
( 19 ) . مج : و كميّت و كيفيّت .
( 20 ) . مج : تمامى قيمت .