اختر مىنمود ، به اواسط و ادانى حضار بزم ارم نظم انقسام يافته ، چون نوبت به صفوف امرا و اشراف و سركردگان لشكر رسيد ، بالتّمام صرف شده بود . از مجلس همايون طبقهاى ديگر عنايت شد و اكثرى از اكابر و اشراف بهرهء خود را از كف درر بار مبارك حاصل نمودند و بعد از آن « 1 » شيرينى و شيلان كشيده شد كه جميع شهرى و سپاهى حظّ و بهرهء وافى برداشتند . « 2 » الحق « 3 » چنين طويى ملوكانه و جشنى شاهانه از سلاطين ماتقدّم از عرب و عجم و ترك و ديلم به ظهور نرسيده بود . « 4 » تقريبا « 5 » يك هزار و دويست دست خلعت آفتاب طلعت ، به علاوهء شال كمر و سر « 6 » و بالاپوش كشميرى به امرا و خوانين و ارباب عمايم و لشكرى عنايت گرديده « 7 » ، آنروز به عيش و كامرانى « 8 » منقضى شده ، هركدام « 9 » با نيل مرام به منزل و مقام خود شتافتند .
در آن هفته طرح شكار انداخته ، هرروزه به صيد و سير صحرا « 10 » تفريح قلب حاصل مىنمودند ، درين اوقات « 11 » از دربار فلك اقتدار شاهنشاه جم بارگاه فرمان خورشيد لمعان واليگرى كل ممالك خراسان « 12 » از پل يل كورپى « 13 » ( 99 ) الى سرحد جيحون به نام نامى و اسم سامى شاهزادهء كامكار صادر و با خلاع آفتاب شعاع كه مخصوص دوش و بر شاهزادهء فرّخ سير و براى هريك از امرا و سركردگان تفويض شده بود « 14 » ، به علاوهء اسبهاى يراق طلا و
هامش
( 1 ) . مج : هركدام به يك سمت مجلس چهار نفر از پيشخدمتان خاصه كه طبقها را برداشته ، همراه بودند . به هريك از مجلس مشت مشت اشرفى مسكوك و شاهى مسكوك داده تا نوبت به صف امرا و خوانين و سركردگان و لشكريان رسيده كه بالتمام صرف گرديد و بعد از انقضاى سلام كه مجلس امرا بود ، آنجا نيز طبقهاى عليحده از جانب و الا مرحمت شده ، كه در آنجا نيز هركدام نصيب كامل حاصل كردند و بعد شيرينى .
( 2 ) . مج : شده كه جميع سپاهى و شهرى جداگانه از آنها خط موفى برداشته .
( 3 ) . مج : « الحق » ندارد .
( 4 ) . مج : جشن شاهانه در قوه جمشيد جم و سلاطين ماتقدم نبود .
( 5 ) . مج : تخمينا .
( 6 ) . مج : سر و كمر .
( 7 ) . مج : مرحمت شده .
( 8 ) . مج : عيش و تعيش .
( 9 ) . مج : هركدام شادكام .
( 10 ) . مج : هرروز شكاركنان و صيدافكنان .
( 11 ) . مج : « در اين اوقات » ندارد .
( 12 ) . مج : و از دربار سپهرمدار پادشاه فلكاقتدار خلعت آفتاب طلعت با فرمان مهر لمعان مرحمتآميز واليگرى و صاحباختيارى كل ممالك فسيح المسالك صفحهء خراسان .
( 13 ) . مج : پل يول كربى .
( 14 ) . مج : با خلاع امرا و سركردگان .