جناب قطب الاقطاب مقدسمآب ، مجتهد العصر و الزمان ، « 1 » ميرزا محمّد مهدى ( 49 ) كه از فحول مجتهدين و مقبول علماى متبحّرين و مسلّم روى زمين بود ، « 2 » هرچند مىخواست كه به زلال مواعظ و نصايح شرارهء « 3 » طمع آن تيرهبخت را منتفى « 4 » سازد ، مطلقا « 5 » فايدهاى بر آن مترتب نشد ، « 6 » بلكه كمر به هتك حرمت و « 7 » آزار و اضرار آن خلاصهء دودمان سيّد ابرار ، محكمتر « 8 » بسته و در كمينگاه عذر و كينه نشسته كه شايد آن « 9 » ذات مقدس را از ميان بردارد و بىمحابا و مانع عباد اللّه را بيازارد تا آنكه در هنگام فرصت ، « 10 » كرد آنچه كرد ، و تتمهء احوال آن مجتهد عديم المثال و جگرگوشهء پيغمبر آخر الزمان و آل در محل خود نگاشتهء خامه وقايعنگار خواهد شد . « 11 »
و جعفر خان بيات ( 50 ) كه در نيشابور به تعدّى و حكم به غيرحق حاكم صاحباختيار بود . « 12 » او نيز جمعى از افاغنه را آورده ، اقتدا به نادر ميرزاى مخذول العاقبه نموده ، سدّ طرق و شوارع و « 13 » نهب اموال و سفك دماء اهل بلد و متردّدين ( 27 الف ) و زوّار را شيوه و شعار خود ساخته ، پا به راه حساب نمىگذاشت و پيوسته تخم مخالفت اين دولت ابدفرجام را در مزرع خاطر شقاوت انجام مىكاشت و ممش خان كرد ( 51 ) نيز « 14 » در چناران همين طريقه را پيش گرفته ، با خلق اللّه در مقام لجاج و عناد بوده ، اوقات را به شرب مدام و سكر دوام مصروف مىداشت ، « 15 » و همچنين اكثر سركشان خراسان كه از عهد نادر شاه افشار الى حال به خودسرى عادت كرده بودند ، همگى ايشان همين رسوم مذموم را پيشنهاد نموده ، رسم ملوك الطوايف شيوع يافت و « 16 » در قلاع متين و حصون « 17 » حصين خويش كه در كمال متانت
هامش
( 1 ) . مج : جناب مقدس القاب مجتهد الزمانى .
( 2 ) . مج : مقبول متشرعين بود .
( 3 ) . مج : به زلال نصايح و مواعظ آتش .
( 4 ) . متن : منطفى .
( 5 ) . مج : « مطلقا » ندارد .
( 6 ) . مج : نشده .
( 7 ) . « هتك حرمت و » ندارد .
( 8 ) . مج : « محكمتر » ندارد .
( 9 ) . مج : كه به بهانهاى آن .
( 10 ) . مج : « تا آنكه در هنگام فرصت » ندارد .
( 11 ) . مج : گرديد .
( 12 ) . مج : حكم حاكم و فرمانروا بود .
( 13 ) . مج : افاغنه را آورده ، به طريق مذموم نادر ميرزاى شوم رفتار و سد طريق و .
( 14 ) . مج : « نيز » ندارد .
( 15 ) . مج : صرف مىنمود .
( 16 ) . مج : به دستور ملوك الطوايف .
( 17 ) . مج : حصن .