از ظهور اين عارفهء عظمى « 1 » رطب اللسان شكر و ثنا و جهانيان از حدوث اين عطيّهء كبرى عذب البيان محمّدت و دعاى خالق توانا و قادر يكتا آمدند . صدقات بسيار و صلات بىاندازه و شمار از آن سركار شوكتمدار به ارباب استحقاق رسانيده ، فقرا و مساكين را از موايد كثير الفوايد احسان نمايان بنواختند و ضعفا و ملهوفين را از خوان عنايت بىنهايت كامياب و بهرهمند ساختند . « 2 » از براى آن غنچهء گلستان « 3 » اقبال و ثمرهء شجرهء اجلال مخدّرهاى از خاندان طهارت را به دايگى تعيين و مأمور گرديد كه آن نور چشم دولت و خلافت را در حجر تربيت درآورده ، به شير نازش پرورش دهد و لوازم پرستارى را در دقايق آن معمول دارد و ملزومات خدمت را به ظهور آورد . « 4 » ( 47 )
ذكر بعضى از وقايع متنوّعهء ممالك فسيح المسالك خراسان و اختلال احوال سكنهء ارض مينونشان از قضاى آسمان « 5 »
چون سابقا اشاره شد « 6 » كه بعد از شهادت خاقان سعيد « 7 » - طاب ثراه - در مدت شش سال كامل بعد « 8 » از به دو طلوع آفتاب دولت اعليحضرت ظل اللهى و آغاز « 9 » جلوس ميمنت مأنوس شاهنشاهى بر تخت موروث ، گريبانگيرى تسخير خراسان از پنجهء كشاكش رها نمىشد و حكام خيره راى نافرجام آن مملكت اولا از سياست ( 26 الف ) و سخطى كه از « 10 » جانب قهرمان قهر خاقان شهيد « 11 » به جهات چند بر آنها رو داده بود ، از قبيل برانداختن « 12 » بنياد هستى
هامش
( 1 ) . مج : عوارف سبحانى .
( 2 ) . مج : از آثار اين مكارم يزدانى عذب البيان محمّدت و دعا گرديده خاقان كشورستان در ازاى عنايت بارى و از وجود اين مولود عاقبت محمود صدقات بسيار و صلات بىشمار به ارباب استحقاق رسانيده ، فقرا و مساكين را از موايد احسان بىكران بنواخت و ضعفا و مستحقين را از فوايد انعام شايان غنى و توانگر ساخت و .
( 3 ) . مج : گلشن .
( 4 ) . مج : دايگى مأمور كه آن ناز پرورد را در حجر تربيت درآورده ، لوازم پرستارى را به ظهور آورد .
( 5 ) . مج : و اختلال احوال و اغتشاش آمال سكنه ارض مينونشان از تقديرات ازلى و قضاياى آسمان .
( 6 ) . مج : اشاره شده بود .
( 7 ) . مج : خاقان سعيد شهيد .
( 8 ) . « بعد » ندارد .
( 9 ) . مج : ابتداى .
( 10 ) . مج : گريبان تسخير مملكت خراسان در پنجه كشاكش مدعا بوده چون حكام خيرهراى آن سرزمين اولا از سياستى كه از .
( 11 ) . مج : سعيد شهيد .
( 12 ) . مج : رو داده چه از برانداختن .