ابواب رأفت و مرحمت بر روى عباد اللّه ( 25 الف ) مىگشودند « 1 » ، و همهساله در هنگام انتقال نيّر اعظم به تخت « 2 » حمل ، آن آفتاب سپهر سلطنت و درخشنده كوكب افق « 3 » خلافت چون خورشيد درخشان از بلدهء سمنان « 4 » به بيت الشرف طهران نزول و طراوتبخش گلزار خاطر و نزهتافزاى چمن قلوب اختران آسمان شاهى « 5 » و درارى درج پادشاهى مىگرديدند ، و « 6 » از ورود ميمنت آمود « 7 » آن درّ « 8 » عمّان خلافت فضاى دار الملك را نضارتى « 9 » تازه و از قدوم سعادت لزوم درى آسمان جلالت « 10 » ساحت باب الرجا را خضارتى « 11 » بىاندازه حاصل مىنمود ، از اشعهء جمال نورانيش شبستان آن خطّه « 12 » روشن و از نسايم چتر مشكسايش خارستان آن محل را رشك گلشن . ديدهء « 13 » پادشاه بحر و بر از ديدار قرّة العين پرنور و خاطرهء « 14 » داراى هفت كشور از مشاهدهء طلعت فرزند سعادتمند لبريز سرور مىگرديد و تا مدّت چهل روز يا بيشتر هرروزه با شاهزادگان نامدار و برادران كامكار به سير و شكار و گوىبازى و اسبتازى در دامان صحرا و مرغزار ، فرحبخش و نشاطاندوز ، « 15 » و هرشب چون كواكب به پيرامن قمر در مجلس آسمان اثر شاهنشاه فريدونفر تا روز به صحبت علمى و رسمى « 16 » با يكديگر در كرّوفر ، و گاهى بر سبيل اتّفاق « 17 » ، به جهت « 18 » تفريح دماغ ، به باختن شطرنج زنگزداى خاطر بهجت مآثر « 19 » مىگشتند و در محل معهود ، با جايزههاى موفور متكاثر
هامش
( 1 ) . مج : عجزه برايا مىنهاد و همواره در مقام دلجويى و اعانت خلق اللّه مىبود و پيوسته ابواب مرحمت و رأفت مىگشود .
( 2 ) . مج : برج .
( 3 ) . مج : سپهر .
( 4 ) . مج : بلده طيبه سمنان .
( 5 ) . مج : صحراى خاطر و چمن قلوب اختران برج شاهى .
( 6 ) . مج : « و » ندارد .
( 7 ) . مج : مورود .
( 8 ) . مج : درّه .
( 9 ) . مج : نظارتى .
( 10 ) . مج : آن درى آسمان عنايت .
( 11 ) . مج : خضارت . ( روى « ساحت باب الرجا » با خطوط نقطهچين خط كشيده شده است . )
( 12 ) . مج : شبستان جلال .
( 13 ) . مج : آن محال گلشن ديده جهانبين .
( 14 ) . مج : خاطر حقگزين .
( 15 ) . مج : فرحافزاى خاطر اميدوار .
( 16 ) . مج : در پيرامون قمر در خدمت خاقان فريدونفر به صحبت علمى و عملى .
( 17 ) . مج : على سبيل الاتفاق .
( 18 ) . متن : جهة .
( 19 ) . مج : بهجتاثر .