تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
5 - ثُمَّ صارُوا و تَواصَوْا كُلُّهُمْ * بِاجْتِياحِى لِرضاءِ الْمُلْحِدَيْن 6 - لَمْ يَخافُوا اللَّهَ فِى سَفْكِ دَمِى * لِعُبَيْد اللَّهِ نَسْلِ الْكافِرِينِ 7 - وَابْنُ سَعْدٍ قَدْ رَمانِى عَنْوَةً * بِجُنُودٍ كَوكُوفِ الْهاطِلَيْنِ 8 - لا لِشَىْءٍ كانَ منّى قَبْلَ ذا * غَيْرَ فَخْرِى بِضِياءِ الْفَرْقَدَيْنِ 9 - بِعَلِىِّ الْخَيْرِ مِنْ بَعْدِ النَّبِىّ * وَالنَّبىِّ الْقُرَشِىِّ الْوالِدَيْنِ 10 - خِيَرةِ اللَّهِ مِنَ الْخَلْقِ ابِى * ثُمَّ امِّى فَأنَا ابْنُ الْخِيَرَتَيْنِ 11 - فِضَّةٌ قَدْ خُلِقَتْ مِنْ ذَهَبٍ * فانَا بْنُ الفِضَّةِ وَابْنُ الذَّهَبَيْنِ 12 - مَنْ لَهُ جَدٌ كَجَدِّى فِى الْوَرى * أَوْ كَشَيْخِى فَأَنَا ابْنُ الْقَمَرَيْنِ 13 - فاطِمُ الزَّهْراءِ أُمِّى وَ ابِى * قاصِمُ الْكُفْرِ بِبَدْرٍ وَ حُنَيْنِ 14 - عُرْوَةِ الدِّينَ عَلِىِّ الْمُرْتَضى * هادِمُ الْجَيْشِ مُصَلِّى الْقِبْلَتَيْنِ 15 - وَ لَهُ فِى يَوْمِ أُحُدٍ وَقْعَةٌ * شَفَتِ الغَّلَّ بِفَضِّ الْعَسْكَرَيْنِ 16 - ثُمَّ بِالْأَحْزابِ وَالْفَتْحِ مَعاً * كانَ فيهَا حَتْفُ اهْلِ الْفَيْلَقَيْنِ 17 - فِى سَبيلِ اللَّهِ ما ذا صَنَعَتْ * أمَّةُ السُّوءِ معاً بالعِتْرَتَيْنِ 18 - عِتْرَةُ البرَّ التقىِّ الْمُصْطَفى * و علىِّ القَرْمِ يَوْمَ الجَحْفَلَيْن
19 - عبدالله غلاماً يافعا * و قريش يعبدون الوثنين 20 - و قلى الاوثان لم يسجد لها * مع قريش لا و لا طرفة عين 21 - طعن الابطال لما برزوا * يوم بدر و تبوك و حنين « 1 » « 2 »
هامش
( 1 ) - 1 - اين قوم كافر شدند و پيش از اين بيزارى جستند از ثواب الله ، پروردگار ثقلين 2 - پيش از اين على و فرزندش ، حسن نيكو خصال را كه از سوى پدر و مادر نسبى با كرامت دارد كشتند . 3 - اينان كينه خاندان پيامبر را به دل داشتند و گفتند : اينك بايد همگى حسين را بكشيم . 4 - داد از دست مردم رذلى كه جماعت را براى [ كشتن ] ساكنان مكه و مدينه گرد آورده‌اند . 5 - سپس رفتند و يكديگر را سفارش كردند كه به خاطر رضاى ملحدان مرا به هلاكت رسانند . 6 - در ريختن خون من براى خاطر عبيدالله ، زادهء كافران ، از خدا نترسيدند . 7 - و ابن سعد ، و سپاهيانش با زور ، باران تير را بر سر من فرو باريد . 8 - از من هيچ گناهى پيش از آن سر نزده بود ، جز اين كه به نور ستاره‌هاى راهنما افتخار مىكردم . 9 - به على نيكوخصال پس از پيامبر و پيامبرى كه پدر و مادرش از قريش بودند . 10 - پدر و مادرم هر دو از برگزيدگان خدا بودند ، بنابراين من فرزند دو برگزيده هستم . 11 - نقره‌اى كه از طلا خلق شده است ، پس من فرزند نقره و فرزند دو طلا هستم ! 12 - در دنيا چه كسى جدى مانند جد من دارد و يا پدرى مثل پدرم ، پس من فرزند دو ماه هستم ؟ 13 - فاطمه زهرا مادر من است و پدرم درهم كوبنده كفر در بدر و حنين است . 14 - ريسمان دين ، على مرتضى ، نابود كنندهء سپاه و كسى كه به دو قبله نماز گزارده است ؛ 15 - جنگ او در روز احد ، سينه‌ها را با پراكنده ساختن سپاه شفا بخشيد ؛ 16 - سپس هم در روز احزاب و هم غزوهء فتح ، اعضاى سپاه‌هاى بزرگ نابود شدند 17 - امت بد در راه خدا چه كردند جملگى با دو عترت : 18 - عترتِ مصطفاى نيك و پرهيزگار و على - آقا و سرور ، در روز دو سپاه بزرگ ؟ 19 - در بلوغ و جوانى خداوند را مىپرستيد ، در حالى كه قريش بت‌ها را مىپرستيدند ؛ 20 - دشمن بت‌ها بود و هرگز حتى يك چشم به هم زدن همراه قريش بر آنها سجده نكرد ؛ 21 - هنگامى كه قهرمانان به مبارزه‌اش آمدند ، آنان را پاره پاره كرد ، در جنگ‌هاى بدر ، تبوك و حنين ! ( 2 ) 21 - الاحتجاج ، ج 2 ، ص 25 . نيز ر . ك . الفتوح ، ج 5 ، ص 210 .