5 - ثُمَّ صارُوا و تَواصَوْا كُلُّهُمْ * بِاجْتِياحِى لِرضاءِ الْمُلْحِدَيْن
6 - لَمْ يَخافُوا اللَّهَ فِى سَفْكِ دَمِى * لِعُبَيْد اللَّهِ نَسْلِ الْكافِرِينِ
7 - وَابْنُ سَعْدٍ قَدْ رَمانِى عَنْوَةً * بِجُنُودٍ كَوكُوفِ الْهاطِلَيْنِ
8 - لا لِشَىْءٍ كانَ منّى قَبْلَ ذا * غَيْرَ فَخْرِى بِضِياءِ الْفَرْقَدَيْنِ
9 - بِعَلِىِّ الْخَيْرِ مِنْ بَعْدِ النَّبِىّ * وَالنَّبىِّ الْقُرَشِىِّ الْوالِدَيْنِ
10 - خِيَرةِ اللَّهِ مِنَ الْخَلْقِ ابِى * ثُمَّ امِّى فَأنَا ابْنُ الْخِيَرَتَيْنِ
11 - فِضَّةٌ قَدْ خُلِقَتْ مِنْ ذَهَبٍ * فانَا بْنُ الفِضَّةِ وَابْنُ الذَّهَبَيْنِ
12 - مَنْ لَهُ جَدٌ كَجَدِّى فِى الْوَرى * أَوْ كَشَيْخِى فَأَنَا ابْنُ الْقَمَرَيْنِ
13 - فاطِمُ الزَّهْراءِ أُمِّى وَ ابِى * قاصِمُ الْكُفْرِ بِبَدْرٍ وَ حُنَيْنِ
14 - عُرْوَةِ الدِّينَ عَلِىِّ الْمُرْتَضى * هادِمُ الْجَيْشِ مُصَلِّى الْقِبْلَتَيْنِ
15 - وَ لَهُ فِى يَوْمِ أُحُدٍ وَقْعَةٌ * شَفَتِ الغَّلَّ بِفَضِّ الْعَسْكَرَيْنِ
16 - ثُمَّ بِالْأَحْزابِ وَالْفَتْحِ مَعاً * كانَ فيهَا حَتْفُ اهْلِ الْفَيْلَقَيْنِ
17 - فِى سَبيلِ اللَّهِ ما ذا صَنَعَتْ * أمَّةُ السُّوءِ معاً بالعِتْرَتَيْنِ
18 - عِتْرَةُ البرَّ التقىِّ الْمُصْطَفى * و علىِّ القَرْمِ يَوْمَ الجَحْفَلَيْن
19 - عبدالله غلاماً يافعا * و قريش يعبدون الوثنين
20 - و قلى الاوثان لم يسجد لها * مع قريش لا و لا طرفة عين
21 - طعن الابطال لما برزوا * يوم بدر و تبوك و حنين « 1 » « 2 »
هامش
( 1 ) - 1 - اين قوم كافر شدند و پيش از اين بيزارى جستند از ثواب الله ، پروردگار ثقلين
2 - پيش از اين على و فرزندش ، حسن نيكو خصال را كه از سوى پدر و مادر نسبى با كرامت دارد كشتند .
3 - اينان كينه خاندان پيامبر را به دل داشتند و گفتند : اينك بايد همگى حسين را بكشيم .
4 - داد از دست مردم رذلى كه جماعت را براى [ كشتن ] ساكنان مكه و مدينه گرد آوردهاند .
5 - سپس رفتند و يكديگر را سفارش كردند كه به خاطر رضاى ملحدان مرا به هلاكت رسانند .
6 - در ريختن خون من براى خاطر عبيدالله ، زادهء كافران ، از خدا نترسيدند .
7 - و ابن سعد ، و سپاهيانش با زور ، باران تير را بر سر من فرو باريد .
8 - از من هيچ گناهى پيش از آن سر نزده بود ، جز اين كه به نور ستارههاى راهنما افتخار مىكردم .
9 - به على نيكوخصال پس از پيامبر و پيامبرى كه پدر و مادرش از قريش بودند .
10 - پدر و مادرم هر دو از برگزيدگان خدا بودند ، بنابراين من فرزند دو برگزيده هستم .
11 - نقرهاى كه از طلا خلق شده است ، پس من فرزند نقره و فرزند دو طلا هستم !
12 - در دنيا چه كسى جدى مانند جد من دارد و يا پدرى مثل پدرم ، پس من فرزند دو ماه هستم ؟
13 - فاطمه زهرا مادر من است و پدرم درهم كوبنده كفر در بدر و حنين است .
14 - ريسمان دين ، على مرتضى ، نابود كنندهء سپاه و كسى كه به دو قبله نماز گزارده است ؛
15 - جنگ او در روز احد ، سينهها را با پراكنده ساختن سپاه شفا بخشيد ؛
16 - سپس هم در روز احزاب و هم غزوهء فتح ، اعضاى سپاههاى بزرگ نابود شدند
17 - امت بد در راه خدا چه كردند جملگى با دو عترت :
18 - عترتِ مصطفاى نيك و پرهيزگار و على - آقا و سرور ، در روز دو سپاه بزرگ ؟
19 - در بلوغ و جوانى خداوند را مىپرستيد ، در حالى كه قريش بتها را مىپرستيدند ؛
20 - دشمن بتها بود و هرگز حتى يك چشم به هم زدن همراه قريش بر آنها سجده نكرد ؛
21 - هنگامى كه قهرمانان به مبارزهاش آمدند ، آنان را پاره پاره كرد ، در جنگهاى بدر ، تبوك و حنين !
( 2 ) 21 - الاحتجاج ، ج 2 ، ص 25 . نيز ر . ك . الفتوح ، ج 5 ، ص 210 .