اينگونه وفاق و اتفاق فى ما بين اين دو برگزيدهء انفس و آفاق و اتصال چنين امداد ظاهرى به توجه باطنى بندگان ثريا مكان همايون در انكسار صولت قرالان بىايمان فرنگ و كفار نابكار بىنام و ننگ كه فى الحقيقه باعث شركت اين خداوندگار گردون هيون در مثوبات غزا و جهاد با اعلىحضرت فريدون شوكت والاتبار است زياده از حد و احصا سبب خوف و خذلان بىشمار و تزلزل بنيان طغيان آن فريق ضلالت شعار مىگردد ، در نظر ظاهر پرستان موهم چشمداشت و توقعات بىپايان است . اما از آن جا كه نواب اشرف اعلى شيمهء كريمهء عدم التفات به رذايل و دسايس دنيوى را كه نمونهء مصدوقهء فاصبح هشيما
تَذْرُوهُ الرِّياحُ
[ 3 ] تواند بود ، از حضرت خير الانام و ائمهء كرام عليهم الصلاة و السلام ميراث دارند ، دنيا و ما فيها را به نظر اعتبار درنمىآرند و بجز استوارى بنيان دوستدارى و ياورى و يارى كه عالم تكوين و ابداع با آن در مقام مساوات و برابرى نيست مطمح انظار اصابت آثار ندارند . بر آن دستور عالىشان كه نكتهآموز رموز رسوم و آداب جهاناند لازم و ضرور است كه حق گزارى اينگونه اطوار گزين را نظر بر اشتداد اتحاد متين پيشديد ديدهء دوربين سلاطين قدر قدرت كوه تمكين به آيينى نمايند كه بيش از ازمنهء پيشين سبب حصول امنيت وافدين منهج بيت عتيق رب العالمين و زايرين رسول امين و ذريت طيبين و طاهرين عليهم صلوات الملك المبين و تجار خير مدار و كافهء انام اين ديار بر امنيت مسالك و رفاهيت اين جمع خيريت نشان در آن ممالك و نواميس و دماء قاطبهء قاطنين و ساكنين عتبات عرش درجات آل ياسين و طه گردد و فرمان قدر قران به شرف نفاذ اقترانيابد كه متصديان اشغال آن حدود هيچگونه متعرض سكان مضاجع متبركهء ملايك مكان نگشته هرگاه از ايشان امرى عظيم ناهنجار كه قابل عرض به آن سدهء سنيهء فلكمدار باشد رخ نمايد معروض داشته ، بدون آن كه به دستور ازمنهء سالفه ، به سبب امور كلى و جزوى خودسر متوجه تنبيه و ايذاى متوطنين مراقد وافد الانوار گردند و بدون ورود حكم قضا مقدار از آن اقدام به اسرصبايا و احرار و سفك دماء ابرار و نهب ارزاق و اموال و استيصال آن قوم نيكومآل احتراز تام و اجتناب ما لا كلام لازم دانند و اذن و اختيار دربارهء كارگزاران اين آستان گردون مدار حاصل شود كه من بعد در مرمت عمارات روضات مطهرات و ارسال ما يحتاج و تبركات و تصدقات به آن اماكن مقدسات و ساير متعلقات اينگونه مقدمات احدى را مجال منع و احتياج به اظهار مجدد به وكلاى ذوى الاقتدار از دربار درربار نبوده در هر وقت از اوقات كه هر يك از جواهر اين مرادات انسلاك پذير رشتهء تيسير گردد جهت تجديد