است تعلق به منسوبان پادشاه و الا جاه دارد و كوه به منسوبان دودمان ولايت نشان متعلق است .
در نه و در تنگ كه سنور سرميل است به منسوبان پادشاه و الا جاه تعلق دارد .
جاف كه ضياء الدين و هارونى تعلق به منسوبان پادشاه و الا جاه دارد و هره و ردونى به منسوبان دودمان ولايت نشان متعلق است .
قلعهء زنجير كه در قلهء كوه است خراب شود و دهكدهء طرف غربى به منسوبان پادشاه و الا جاه و دهكدهء طرف شرقى به منسوبان دودمان ولايت نشان متعلق است .
كوه كه در بالاى قلعهء زلم واقع شده اين طرف كوه كه به زلم نگاه مىكند از منسوبان پادشاه و الا جاه و قلعهء اورمان و دهكدهها و توابع آن از منسوبان دودمان ولايت نشان باشد .
شهرزور كه سنورگدك جغان است و قزلجه و توابع به منسوبان پادشاه و الا جاه و مهربان و توابع به منسوبان دودمان ولايت نشان متعلق است .
محال آذربايجان كه از طرفين در ميانه خراب شود : قلعهء ماكول ، مغاز برد چون حقيقت ما فى السطور بر ضمير انور ظهور يافت ، رابطهء خلت و وفا و قاعدهء محبت و صفا را واسطهء بركات الهى و حسنات نامتناهى و باعث آسايش عباد و آرامش بلاد دانسته از صدق و صفاى طويت بدان قرار راضى شده عهد فرموديم كه بعد اليوم در مراسم مصادقت و مصافات و لوازم مرافقت و موالات ، چون صبح دوم صادق دم و مانند قطب فلك راسخ قدم باشيم و همواره مراسم يگانگى و يك جهتى و قواعد دوستى و يكتا دلى را مستحكم داشته تا از آن طرف قرين الشرف خلاف عطوفت و الفت امرى به ظهور نرسد كه مفسدان و حاسدان مجال اغوا و افساد يابند ، از اين جانب اركان و داد و اتحاد كسبع « 1 » شداد مشيد و مؤكد بوده در مراتب محبت اهمال و امهال صورت محال دارد و از ميامن اين امر خير انجام عموم خلايق شادان و اطراف ممالك آبادان و طبقات انام كه از وقوع وقايع گوناگون و حدوث نوايب دهر بوقلمون اسير محنت و بلا و پايمال مشقت و عنا گشتهاند تا انقراض زمان در بسيط امن و امان آسوده حال و فارغ البال گردند و از دل صاف و نيت خالص به حكم
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
( 2 ) عهد كرديم كه بدين قوانين مؤكده به ايمان وفا
هامش
( 1 ) - مأخوذ از آيهء 8 سورة النبا : و بنينا فوقكم سبعا شدادا .