قرارداد صلح با عبد العزيز خان « 1 »
محمدت بيرون از قياس مولف القلوبى را سزاست كه از التيام دو حرف كن بيگانگان اضداد اربعه را با هم در مقام توافق داشته ، از جامه خانهء صنع لباس آشنايى پوشيده و به ترياق اكبر صلح و صلاح امزجهء اين خودپسندان را كه از زهر جانگزاى وحشت مسموم بود به اصلاح در آورده در آراستگى كشور شهود و جنود وجود اقصى الغايه كوشيده و به رشتهء متين شرع مبين علت غايى وجود انسان و ماحصل ايجاد زمين و آسمان ، رسول ثقلين و سيد خافقين ، محمد مصطفى صلى الله عليه و سلم اوراق پريشان اعتقادات و آراى فرق مختلفهء انسانى را شيرازهء اتحاد بست و به نيروى يگانگى و مؤالفت غزاة مسلمين بنيان ثبات و قرار مخالفين دين متين و معاندان ملت مبين را در هم شكست . مفرح روح افزاى عدالت سلاطين ذى شان را كه از اجزاى رضا جويى خالق و خلايق تركيب يافته جاندار وى مزاج فاسد ايام گردانيد و ازين شهد روح افزاى مذاق خواهش لذت شناسان موائد احسان را به حلاوت راحت و استراحت رسانيد .
مر او را رسد سرورى بر مهان * كه آراست از عدل باغ جهان
زهى عدل پرور حكيم عليم * كه روشن كند شمع گل از نسيم
ببين شاهد لاله را در چمن * كه از شعله دارد به بر پيرهن
ز عدلش جهان شد چنان بىخلل * كه آتش كشد آب را در بغل
له الحمد و الثنا و منه الابتدا و اليه الانتها و بيده الازمة الاشياء و الصلاة و السلام على محمد رسوله ما دامت الارض و السماء و على آله و اصحابه الذينهم شموس
هامش
( 1 ) - عنوان نامه در نسخهء منشآت : « مسودهء صلح نامه نزد عبد العزيز خان فرستاده كه مطابق آن قلمى فرمايند . »