كتابت سلطان سليم به الوند تركمان
طليعهء بياض صبح ظلمت زداى الحب للّه كه از تتق
« وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ »
« 1 » برآمده شايستهء تسطير
« وَ النَّجْمِ إِذا هَوى »
« 2 » باشد و لامعهء خورشيد صباح نوروز نزهت فزاى و المحبة من اللّه كه از افق
« وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ »
« 3 » سر بر زده ، بايستهء تحرير
« وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها »
« 4 » بود ، همت اشراق و صورت انجلا پذيرفت و در بروج الارواح جنود مجندة با كواكب سعادت قرين فما تعارف منها ائتلف شرف اتصال يافته ، تأثير دلپذيرش بعالم و عالميان روشن و مبرهن گشت و حرف خلوص را در دبستان عشق با هم سبقى اديب خرد خرده دان در حضور استاد
« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى »
« 5 » [ گويان خوانده ] « 6 » و خاطرهء سابقهء :
نشان بر تخته هستى نبود از عالم و آدم * كه جان در مكتب عشق تو ميزد از تمنا دم
از لوح دل سربرزده ، جهان و جهانيان را از تحقيق اين الفاظ انيقه و معانى دقيقه شادمانى بيحد و خرمى بىپايان دست داد و مقبول طبع فصحا و پسنديدهء فكر بلغا افتاد و ازين محب مخلص نيز دو چندان تحف تحيّات عاليات غاليات لالى نشان و طرف تسليمات صافيات وافيات جواهر نشان كه رونق فزاى سرير و داد و مسند آراى چار بالش اتحاد باشد ، اتحاف مقر عالى حضرت فلك رتبت ، خورشيد اورنگ جمشيد آهنگ ، فريدون كارزار منوچهر كردار ، جم آئين كيقباد تمكين ،
هامش
( 1 ) - سورة التكوير 18
( 2 ) - سورة النجم 1
( 3 ) - سورة التكوير 19
( 4 ) - سورة الشمس 1
( 5 ) - سورة الاعراف 171
( 6 ) - فقط در منشآت فريدون بيك