تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
ذكر مودت و وصف آرزومندى كه در مشرفهء عالى مصور گشت ، به حق و داد قديم ،
« وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ
« 1 »
»
رتبت اشواق محبان با وفاق از آن مكان متجاوز است كه بنان خاطر بذروهء بيان آن تواند رسيد و طليعهء فكر اثر پايهء آن تواند ديد . بارى عز اسمه ، از خزانهء بيدريغ رحمتش ، لطيفه‌اى مهيا كناد كه موجب امتزاج ارواح و مستوجب التقاء اشباح گردد . انه يسمع و يجيب و سائله لا يخيب . درين وقت ، سلسلهء ولاى موروثى كه از قديم الايام ، در ما بين آباء و اجداد كرام ، رزقهم اللّه خير المقام ، با مسامير دوام استحكام يافته بود ، در خاطر اشرف جهان پناهى در حركت آورده « 2 » و اشارت بشارت فتح ميمون كه مشتمل بر استخلاص قلاع و حصون عراق عجم و تسخير ممالك فارس كه بيك نهضت موكب همايون ميسر گشته و مخالفان دولت قاهره مانند خفاش ظلمت هزيمت را رهنمون ساخته
« كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ
« 3 »
»
چند ( ؟ ) مهزوم شده ، همه را موجب سرور و مستوجب حبور و مستدعى حضور افتاد و ما را نيز ، چنانچه در افواه همگنان شكر جزيل و ذكر جميل بود ، دائر و سائر گشت . فلله الحمد كه جهاندارى ، بر نواصى ايام دولت شعارى همچون آفتاب عالمتاب ، روز بروز لامع‌تر است . اميد از حضرت بىچون ، كه
« إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 4 »
»
تقدست اسماؤه ، بر آن است كه من بعدهم تضاعف‌پذير باشد . اين صحيفهء ثنا در غرهء ربيع الاول ، شملت بركاته ، كه با غرهء غراء نوروزى برتافت ( ؟ ) ، رقم انشاء يافته ، بقلم آمد و چون حضرت مشار اليه وظيفهء رسالت
هامش
( 1 ) - سورة الواقعه 75 ( 2 ) - ظاهرا : آمده ( 3 ) - سورة المدثر 51 ( 4 ) - سورة يس 82