تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
انزعاج بال به زبان حال كه لسان الحال اصدق من المقال با سپاه اعدا مىگفتند : كاى درآ از چپ و از راست كه با ما قلب‌اند . همه ميمنه و ميسرهء ما عنان با عنان بجانب ايشان تافتند و ميمنه و ميسرهء لشكر را شكست دادند
پيمان شكن هر آينه گردد شكسته حال * ان العهود عند مليك النهى ذمم
[ چون قلب ما در صدد صدق نيت و صفاء عقيدت حضرت ذو الجلال اعز جنده راسخ و ثابت بود متفرق گشت از كثرت گرد و غبار نكبت و بخار محنت مرتفع گردانيد ] « 1 » . يادگار محمد ميرزا با جمعى تراكمه و معتمدان لشكر او كه هر يك دعوى انا و لا غيرى ميكردند در ميان معركه هويدا گشتند و از سپاه نامعدود و از جان‌داران وفادار و وفاداران جان سپار اندكى بيش نمانده بود و ديگران منهزم گشته اعتماد بر آيهء كريمهء
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ
« 2 »
»
كرده حمله بر ايشان برديم . قوت مقاومت و قدرت استقامت نياوردند . امان خواستند و بعضى به زير تيغ درآمدند و جمعى اسير زنجير تسخير شدند و يادگار محمد ميرزا با معدودى چند روى بگريز نهاده برهان
« قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
« 3 »
»
ظاهر گشت و بسنت الفرار مما لا يطاق من سنن المرسلين عمل نموده روى بهزيمت نهادند و بيك حمله جيش عصاة و طغاة در زير نعل كماة پايمال گشتند . چون نصرت از خداست چه حاجت بلشكر است . اكثرى از آن فرقهء عناد كه بر شاهزاده بيعت ما كژ ميگرفتند از اسبان پيل پيكر پياده گشته ، رخ بر بساط شكست نهاده و از دستبرد منصوبهامات شده . قضيهء العفو عند القدرة كه [ سيماى ] شهريارى و زينت طغراى بختيارى است كار فرموده
هامش
( 1 ) - عبارات زياد مفهوم نيست ( 2 ) - سورة البقرة 521 ( 3 ) - سورة الاسراء 38