مشار اليه ملحق شدهاند . اما سبب آن بود كه او و على جلاير ، على التعاقب و التوالى كترادف الايام و الليالى ، بارسال رسائل و انواع مستشفعان و وسائل توسل جسته ، حكايات غير واقع كه ايشان را نافع بوده عرض كردهاند و هيچ تأمل و تخيل نكرده كه شايد عن قريب وخامت عاقبت دروغ بىفروغ ايشان ظاهر گردد و انواع محظورات و اصناف محذورات كه تدارك و تلافى آن بر ايشان نباشد لازم آيد .
بعد از آن چه عذر گويند ؟ و بكدام بهانه وسيله جويند ؟ و آئينهء ضمير منير انعام آن حضرت را كه از اكاذيب و اباطيل ايشان متغير و زنگارپذير شده باشد ، بچه چنگ و بچه صيقل منجلى و صيقلى گردانند ؟ و لكن چون از اين جانب رواسخ دواعى موالات و شوامخ اعالى مصافات استحكام تمام دارد و بدين جزويات نيز كه بنابر تصور صدق تمهيد مقدمات ايشان ظهور يافته باشد ، در قواعد معاقد اخلاص ، كه اين جانب بادى و باعث آن بوده ، اصلا شايبهء خلل و نقصان متصور و ممكن نيست ، لهذا مزيد مشار اليه را مشمول نظر عنايت و مغمور بحر عاطفت خسروانه كرده بدان جانب فرستاد تا از فحواى كلام او كه از وفاق و نفاق جوانب مخبر و مشعر خواهد بود ، كيفيت حالات را معلوم كرده ، بر ضمير منير كه فى الحقيقة محك نقود منقوش و مغشوش احباب و اغيار است صفوت ظهور يابد كه طلاى تمام عيار محبت اين جانب ، از منقصت غل و غش خالى و مرآت جهان نماى از زنگ كدورات متجلى و بحليهء مصافات متحلى است . و چون بر اثر مشار اليه عالى جناب شريعت مآب صدارت انتساب ، مرتضى اعظم ، قاضى صدر الدين على مد ظله ، متوجه است و صلاح و صواب جوانب معروض داشته ، اميد است كه بواسطهء خيرخواهى او و نيك انديشى طريقهء اختصاص بمرتبهء خويشى رسد . ظل ظليل دولت و اقبال ابد الدهر ممدود و مبسوط باد « 1 »
هامش
( 1 ) نسخهء كتابخانه ملى پاريس بشمارهءBib Nat . Fond . pers . Sup . 1815