مكتوب حضرت شيخ الاسلامى مولانا ابوبكر تايبادى بامير تيمور گوركان در سفارش فرزندان شيخ جام و باقى مشايخ
اسناد و مكاتبات تاريخى ايران از تيمور تا شاه اسماعيل در سال 782 كه تيمور اول بار وارد خراسان شد ، بديدار شيخ زين الدين ابوبكر تايبادى رفت . وى يكى از مشاهير عرفا در نيمهء دوم قرن هشتم است و همان كسى است كه هنگام سفر حج ، در حين عبور از شيراز ، بر حسب بعضى مآخذ خواجه شمس الدين محمد حافظ را از مخمصهء تكفيرى كه بمناسبت سرودن اين بيت :
گر مسلمانى ازين است كه حافظ دارد * آه اگر از پس امروز بود فردائى
بدان گرفتار آمده بود نجات بخشيد و راهنمائى كرد كه مطلب را به صورت نقل قول ادا فرمايد و حافظ آن را به اين صورت درآورد :
اين حديثم چه خوش آمد كه سحرگه مىگفت * بر در ميكدهاى با دف و نى ترسائى
گر مسلمانى . . .
وى هميشه بنصيحت ملك غياث الدين ، حكمران ستمكار خراسان و آخرين امير كرت مىپرداخت و يك بار اين رباعى تند بوى فرستاد :
افراز ملوك را نشيب است ، مكن * در هر دلكى از تو نهيب است ، مكن
بر خلق ستم اگر به سيب است ، مكن * از هر ستمى با تو حسيب است ، مكن
وقتى تيمور به دو گفت اين نصايح كه با من گفتى چرا با غياث الدين نگفتى ؟ گفت به او گفتم . نشنيد ، خدا ترا برو مسلط كرد ، تو نيز اگر نشنوى ديگرى را بر تو مسلط كند . وفات او در ظهر پنجشنبه سلخ محرم 791 روى داد .
( ر ك : تذكرهء دولتشاه ، حبيب السير ، نفحات الانس ، از سعدى تا جامى )
حضرت معبود طريق بهبود ارزانى دارد .
« اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ »
« 1 » . خداى عز و جل مر تشييد ملك دارى و مبانى جهاندارى را وسيلتى بزرگ نهاده است و آن مشيت بالتفات خاطر پاكان درگاه و مشايخ آگاه قدس اللّه ارواحهم كه بحقيقت پادشاهان دين و دولتند و شاهان دنيا در نظر عنايت ايشانند . چنان كه شيخ الاسلام احمد جام
هامش
( 1 ) - قرآن سورة آل عمران 28