مكتوب قرهاسكندر پسر قرايوسف بسلطان محمد غازى
پس از مرگ تيمور ، بار ديگر خطهء آذربايجان بدست قرا يوسف افتاد ( 809 ه ) و وى شاهزادگان تيمورى را از آن خطه راند و از 813 ه .
يعنى سال قتل سلطان احمد ديگر منازعى در آن سرزمين براى خود باقى نگذارد .
اما شاهرخ نخواست آذربايجان را بدست او سپارد و به همين جهت سه بار بعزم جنگ بآذربايجان آمد .
مكتوب مزبور موقعى نوشته شده كه قرا يوسف هنوز در حيات بوده و دو پسر ( از پنج پسر ) بزرگ او يعنى اسكندر و جهانشاه با پدر در ضديت با شاهرخ همداستان بودند .
اسكندر پس از مرگ قرا يوسف در 823 بجاى او نشست و شاهرخ هر چند در همان سال آذربايجان را فتح كرد ، ولى نتوانست آنجا بماند و اسكندر دوباره آذربايجان را گرفت و پس از جنگ با شمس الدين پادشاه اخلاط ( 828 ه ) و سلطان احمد پادشاه كردستان و عز الدين شير ( 830 ه ) از شيروان تا سلطانيه را به تصرف آورد . اما در يورش سوم شاهرخ بآذربايجان يعنى در 838 ( يورش دوم در 832 بود ) جهانشاه برسم اطاعت پيش شاهرخ آمد و شاهرخ او را حكومت آذربايجان داد . اسكندر سرانجام بقلعهاى پناه برد و بدست پسر خود قباد بتحريك كنيزكى كشته شد .
اما قراعثمان يولك كه اسمش درين نامه آمده ، جد سلاطين آق قويونلو ( بايندريه ) است و او را بمناسبت خونخوارگى فراوان قرا يولك ( زالوى سياه ) خواندهاند . وى در ابتداء كار ، پس از غلبه بر قرا يوسف ، بر اثر خصومت برادران مجبور بفرار شد و به خدمت قاضى بهاء الدين به سيواس شتافت و در سال 800 وى را كشت و ولايتش را تصرف نمود . اما وقتى خبر حملهء قشون بايزيد را شنيد ، سيواس را رها كرده پيش تيمور رفت . وى بر خلاف قرا يوسف ، با تيمور روابط بسيار خاضعانه داشت و به همين جهت تيمور او را حكومت ديار بكر داده بود . پس از مرگ تيمور كه قرا يوسف آزاد شد ، بار ديگر نزاع اين دو امير تركمان با يكديگر شروع شد . قرهعثمان در سال 838 وفات يافت . ( در باب قاضى بهاء الدين رجوع شود بتاريخ شعر عثمانى تأليف گيب )