آفتاب اوج دانش نور چشم اهل دين * نور بخش جسم و جان ، آن قهرمان ماء و طين
سال عمرش بود هفتاد و سه و سال وفات * هشتصد و شصت و نه و ماهش ربيع الاولين
چهارده زان ماه رفته پنجشنبه چاشتگه * در گذشت از عالم فانى همام العالمين
اولاد او بنام نوربخش ساليان دراز در سراسر ايران پراكنده و مورد احترام فراوان بودند . ( رجوع شود به مجالس المؤمنين و حبيب السير و رجال حبيب السير گرد آوردهء نگارنده ) . « 1 »
حضرت اللّه تعالى سعادت محبت آل عبا نصيب بزرگترين پادشاهان زمان و زبدهء خواقين دوران گرداناد و او را بشرف حديث من مات على حب آل محمد مات مؤمنا برساند و از خذلان من مات على بغض آل محمد مات كافرا برهاند .
بعد حمد الهى و صلوات قايل ارنا الاشياء كماهى ، اعلام حضرت پادشاهى مىرود كه بموجب
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
« 2 » محبت اولاد مصطفى بر عالميان واجب و لازم است . در اين زمان ، باجماع اهل بصيرت و بصارت ، در خاندان نبوت ولايت و فرزندى كه در شريعت و طريقت و حقيقت « 3 » [ حضرت ] رسالت پناهى باشد محمد نوربخش است . اگر حديث اشرف امتى حملة القرآن خوانند بر اين « مظهر » صادق است و اگر حديث العلماء ورثة الانبياء گويند برين « مظهر » صادق است و اگر حديث الشيخ فى قومه كالنبى فى امته نمايند برين « مظهر » صادق است . درين زمان و همهء جهان اگر سيدى باشد در فنون علم شرعى و ادبى و حكمى متبحر و در مكاشفات و مشاهدات و مغاينات و تجليات آثارى و افعالى و صفاتى و ذاتى و حقايق توحيد و معرفت و تصوف متحد و منفرد و از مريدان صاحب كمال قريب پنجاه صاحب حال داشته باشد كه در رياضت و مجاهدت و خدمت و عزلت برتبت تمام صاحب تجلى
هامش
( 1 ) - عنوان نامه در مجموعه منشآت ايواوغلى چنين است . ولى از مطالب متن نامه واضحا برمىآيد كه نويسنده همان سيد محمد نوربخش معروف است
( 2 ) - سورة الشورى 22
( 3 ) - ظاهرا يك كلمه افتاده