تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
بوقت مراجعت به وطن مألوف ، به محلى كه حدود مصر است ، رسيده‌اند جمعى از قطاع - الطريق سر راه بر ايشان گرفته وجوهات و تعلقات ايشان را بتمامى غارت كرده و بتالان برده‌اند و جمعى به زخم شمشير و تير مبتلى گشته‌اند و آن جماعت سر و پاى برهنه پيش آن عزيز آمده كيفيت بعرض رسانيده به حال ايشان التفات نكرده و بتفحص و تجسس آن صورت قيام ننموده كس به عقب قطاع الطريق نفرستاده ، آن جماعت نااميد از مجلس انور رفته التجا بدرگاه گيتى پناه نموده چند كس را فرستاده‌اند و چون بعرض همايون رسانيدند و صورت اهمال و تغافل آن عزيز مستبعد مجلس رفيع افتاد ، از آنجا كه غيرت عصبيت سلطنت و جهاندارى است درياى غضب شهريارى به جوش آمده فرمان قضا جريان بنفاذ پيوست كه معتمدان خاص چون نظام الدين برلاس و غياث الدين شيخ ابوالفضل كوكلتاش و نظام الدين احمد فيروز شاه و كمال الدين ميرم با فوجى از ملازمان درگاه گيتى پناه به جهت تحقيق آن صورت متوجه نموديم . اگر در باب مظلومان غارت يافته از آن عزيز اهمال و تكامل بظهور رسيده باشد ، او را و جمعى از مخصوصان و داروغگان و گماشتگان آن حدود را بند كرده بدرگاه عالم پناه آرند تا بنفس مبارك همايون غور رسى نموده چون بر ضمير منير همايون واضح گردد كه آن عزيز و گماشتگان آن حدود درين صورت اهمال و تغافل نموده باشند ، حسب الشرع عوض وجوهات غارت شدهء آن مظلومان از آن عزيز و گماشتگان او ستانده بخداوندان و اصل گردانيم تا بروز
لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ
« 1 » مخاطب و مخذول نباشيم و فوجى از مقربان درگاه عالم پناه كه حقوق خدمتكارى ايشان بر ذمت همت و الا نهمت بر عالميان اظهر من الشمس است در مقام تضرع و ابتهال درآمده بعرض رسانيدند كه درين ولا كه جماعت با لشكر عظيم بر سر قهر بدان ديار توجه نمايند و عبور كنند :
هامش
( 1 ) - سورهء الشعراء 88